رویکرد پدیدارشناسانه به دریافت مخاطب در نمایش عروسکی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدة هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 عضو هیئت علمی دانشکدة هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، تهران، ایران
3 کارشناس ارشد نمایش عروسکی، دانشکدة هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jfadram.2017.237902.615104چکیده
تماشاگر همواره برای فهم و دریافت اثر باید موفق به برقرارکردن ارتباط با آن شود تا اثر را حرکات یا الفاظی تهی و خالی از معنا نپندارد. در این فرایند، تماشاگر آگاهانه یا ناآگاهانه مراحلی را در ذهن خویش میگذراند. در این میان، فلسفة پدیدارشناسی با مرکز توجه قراردادن ذهن آدمی و نقش آن در دریافت پدیدهها حائز اهمیت است. مقصود از این جستار بررسی روند درک و دریافت مخاطب در «نمایش عروسکی» است، اما این مسیر در مقایسه با «تئاتر بازیگر» انجام خواهد شد. در این راه، با بهرهگیری از روش ادموند هوسرلـ در تقلیل پدیدهها و عزلکردن پیشداوریهای ممکن دربارة پدیدارها برای رسیدن به عمق آنهاـ سرانجام، عروسک از یک شیء بیجان تا مرتبة بازیگر و سپس باور شخصیتش پیش میرود. این اتفاق تأثیر مستقیم بر درک و دریافت مخاطب دارد و ذهن او را به پُرکردن خلأهایی وادار میکند که بسیار بیش از خلأهایی است که او هنگام تماشای «تئاتر بازیگر» با آن روبهروست، زیرا عروسک، بهمنزلة پدیداری تئاتری، مسیری طولانیتر از بازیگر را طی میکند تا به دریافت مخاطب برسد. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهای به شرح دلایل آن پرداخته شده است.