واکاوی انعطاف پذیری عرصههای باز و بسته مدارس ابتدایی؛ نمونه موردی : مدرسه ابتدایی جدگال و نورالمبین
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.48311/bsnt.2026.117311.82889چکیده
اهداف: مطالعات پایه و ادبیات موضوع نشان میدهد که کمتوجهی به نقش فضاهای باز کارآمد در مدارس ابتدایی ایران موجب شده بخش قابلتوجهی از ظرفیت آموزشی و تربیتی و محیطی این فضاها نادیده گرفته شود. هدف این مطالعه، تبیین نحوهی سازماندهی عرصههای باز و بسته در مدارس ابتدایی با تأکید بر مفهوم انعطافپذیری فضایی و بررسی تأثیر آن بر ارتقای کیفیت محیط آموزشی و تعاملات اجتماعی است.روشها: پژوهش حاضر بر مبنای استدلال منطقی با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده است. در مرحلهی نخست، مبانی نظری مرتبط با موضوع پژوهش از طریق مطالعات کتابخانهای و مرور مقالات گردآوری و شاخصهای اصلی انعطافپذیری فضایی استخراج شد. در مرحلهی دوم، دو نمونهی موردی شامل مدرسه ابتدایی نورالمبین در سمنان و مدرسه ابتدایی جدگال در چابهار، با رویکرد تطبیقی و بر اساس شاخصهای بهدستآمده تحلیل و مقایسه گردیدند.یافتهها: با بهره گیری از مقیاسهای مختلف انعطاف پذیری فضایی در تلفیق عرصه های باز و بسته به منظور افزایش کیفیت محیط آموزشی دست یافته و سپس به بررسی تاثیر هر کدام از شاخص ها و نمودهای آن در نمونه های موردی مورد مطالعه پرداخته شد.نتیجهگیری: نتایج تحلیل نمونهها نشان داد که انعطافپذیری فضایی در ارتباط میان عرصههای باز و بسته نقش اساسی در ارتقای کیفیت محیط آموزشی دارد. رعایت اصول پیوستگی فضایی، تنوع عملکردی و سازگاری اقلیمی موجب ایجاد محیطی پویا، چندمنظوره و متناسب با نیازهای آموزشی و رفتاری دانشآموزان میشود. همچنین طراحی بر پایهی انعطافپذیری میتواند راهبردی مؤثر در بازآفرینی مدارس و دستیابی به فضاهای یادگیری پایدار و انسانمحور به شمار آید.