جستاری بر سازماندهی فواصل و رویکرد دُدِکافنیک در موسیقی دمیتری شستاکویچ

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد رشته آهنگسازی، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

2 عضو هیئت علمی دانشکده موسیقی، دانشگاه هنر، تهران

doi
10.22059/jfadram.2017.60739
چکیده

در این نوشتار تلاش بر آن است تا سازماندهی فاصله­ای و انسجام در موسیقی دمیتری شستاکویچ مورد بحث قرار گیرد. بدین منظور، این پژوهش با روش تحقیق تحلیلی ابتدا به بررسی موتیف­های شاخص  همچون DSCH  و SASCHA (ساشا) می­پردازد؛ چرا که این موتیف­ها نماینده کیفیت صدادهی در آثار آهنگساز هستند. در تحقیقات پیشین به نحوه­ی پیدایش  DSCH و نیز کاربرد مستقیم آن بگونه­ای شایسته پرداخته شده است؛ اما تمرکز این مقاله، بر استفاده غیرمستقیم یا تلویحی این موتیف­ها، از جمله تاثیر آن بر آلتراسیون مدها و نوع فواصل مورد استفاده در سری است. در واقع بررسی استفاده غیرمستقیم از این موتیف، نشان­دهنده­ی کیفیت صدادهی خاص در آثار مختلف آهنگساز است. علاوه بر استفاده مستقیم از موتیف "ساشا"، می­توان فواصل مورد تاکید و شاخص در آن و حضور سلول 5-3 را (بعنوان زیرمجموعه آن) در آثار متاخر شستاکویچ مشاهده کرد. پس از بررسی آثار شستاکویچ می­توان نتیجه گرفت، سازماندهی فواصل چه تاثیری در ایجاد انسجام در قطعات دارند. در واقع، او با آوردن عناصر آتونال و دُدِکافنیک در موسیقی تنال خود، نه تنها موجب از هم گسیختگی زبان موسیقایی­ خود نمی­شود، بلکه با سازماندهی فاصله­ای، زبانی شخصی و یکپارچه را در موسیقی خود ایجاد می­کند.