بازتاب پدیدۀ بیگانههراسی در نمایشنامۀ تاجر ونیزیِ ویلیام شکسپیر
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدة هنر ادیان و تمدنها، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
3 کارشناسارشد ادبیات نمایشی، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
doi
10.22059/jfadram.2016.57670چکیده
بیگانههراسی پدیدهای اجتماعی است و ریشه در ترس و تنفر از افراد خارجی با قومیتهای گوناگون دارد. بازتاب این پدیده را در پنج نمایشنامه از شکسپیر ازجمله تاجر ونیزی، اُتللو، توفان، تیتوس آندرنیکوس و آنتونیوس و کلئوپاترا میتوان ردیابی کرد. در این میان، تاجر ونیزی در پرداختن به شخصیتها و گروههای بیگانه (شایلاک یهودی، جسیکا و...) از اهمیت بیشتری برخوردار است. ازاینرو، پژوهش حاضر در پی شناسایی و ترکیبشناسی مفهوم بیگانههراسی در تاجر ونیزی و تبیین ریشههای اجتماعی آن با استفاده از نظریههای جامعهشناختی است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد تاریخی، تحلیلی ـ تطبیقی و با استناد به منابع کتابخانهای و تصویری است. مقالة پیشِ رو، ضمن بیان کلیات پژوهش، به تحلیل ریشههای شکلگیری بیگانههراسی در دوران الیزابت اول و بازتاب آن در تاجر ونیزی پرداخته است. با تحلیل دیالوگها و رویدادهای این نمایشنامه، این واقعیت عیان شد که اقتصاد و مذهب یهودیت بارزترین عناصر تضاد گروهی و بهوجودآورندة بیگانههراسی در میان شخصیتهای نمایشی است. علاوهبر این، یافتهها بیانگر آن است که شخصیتهای تاجر ونیزی، نسبت به چهار نمایشنامة دیگر، قابلیت طبقهبندی بیشتری با تعاریف گروه خودی و غیرخودی و نظریة تهدید یکپارچه دارد. هدف شکسپیر از بازتاب این پدیده، انتقاد از رفتارهای نژادپرستانه و تعصبگرایانه بود. درواقع، وی خواستار برابری و عدالت در جامعة الیزابتی بود.