فراداستان تاریخنگارانه در نمایشنامۀ اژدهاک از سهبرخوانی اثر بهرام بیضایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار دانشکدة تولید رادیو و تلویزیون، دانشگاه صداوسیما، تهران، ایران
3 دانشیار دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22059/jfadram.2016.57671چکیده
فراداستان تاریخنگارانه از مباحث مهم و شایستة تأمل در پسامدرنیسم است. فراداستان، نتیجة گذار از ادبیات کلاسیک، رئالیسم و مدرن است؛ متنی پستمدرنیستی است که فاصله و تفاوت داستان و غیرداستان را در هم میشکند و گونهای نو و متناسب با جهانبینی پسامدرن را خلق میکند. نهتنها تعریف جوهرة ذاتی پستمدرنیسم دشوار است، بلکه تشخیص خاستگاه تاریخی آن نیز مبهم است. نظریهپردازان بسیاری معتقدند که پستمدرنیسم، ادامهدهندة مدرنیسم است؛ چراکه مدرنیسم یک جریان ناتمام و بدونِ پایان است. همچنین پستمدرنیسم از هر گونه تعریف قاطع و قرارگیری در یک قالب پرهیز میکند. بهرام بیضایی بهعنوان یکی از مهمترین نمایشنامهنویسان ایرانی، از اساطیر و حماسه در نگارش آثارش کمک گرفته است. اژدهاک از این دسته است. نمایشنامة اژدهاک از سه بَرخوانی نوشتة بیضایی نمونهای از یک فراداستان است که در آن تاریخ و اساطیر بهگونههای دیگر زاده میشوند و حیات مییابند. در این پژوهش که به شیوة تحلیلی توصیفی نگاشته شده، خاستگاه پسامدرن، هنر پسامدرن و پسامدرن در ادبیات نمایشی و فراداستان تاریخنگارانه تحلیل شده و در ادامه، نمایشنامه ذکرشده بهعنوان یک فراداستان بررسی شده و در پایان نتایج ارائه شده است.