معماری دوستدار طبیعت با هدف توسعه و رشد اجتماعی–عاطفی کودکان در محیط‌های یادگیری

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 پژوهشگر فرادکتری معماری، دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس،تهران،ایران.

doi
10.48311/bsnt.2025.75042.0
چکیده

اهداف: با رشد فزاینده شهرنشینی و کاهش دسترسی کودکان به محیطهای طبیعی، ضرورت طراحی فضاهایی با رویکرد طبیعتگرا برای تقویت ارتباط حسی و هیجانی آنان با طبیعت برجستهتر شده است.پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر طراحی طبیعتمحور بر ارتقاء هوش هیجانی کودکان، از دیدگاه کارشناسان محیطهای یادگیری انجام شده است. روشها: مطالعه با رویکردی اکتشافی و بهرهگیری از تکنیک دلفی، طی مصاحبههای ساختاریافته با متخصصان طراحی فضای کودک و روانشناسی هیجانی آغاز شد. دادهها در قالب پرسشنامه تحلیل گردید و حجم نمونه بر اساس تعداد گویهها، ۲۲۵ نفر تعیین شد. پردازش آماری با نرمافزار R انجام شد و اعتبار ابزار سنجش از طریق تحلیل عاملی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. یافته ها: دستاوردهای پژوهش نشان دادند که شش مؤلفه طراحی شامل: تنوع حسی، امکان بازی آزاد، الهام از الگوهای طبیعی، تغییرپذیری و سازگاری محیط با نیازهای کودک، ایجاد حس پناه و تعلق و ارتقاء خودآگاهی و تنظیم هیجانی، به طور معناداری با بهبود تعاملات عاطفی و اجتماعی کودکان مرتبطاند. این مؤلفهها نه تنها ظرفیتهای هیجانی را تقویت میکنند، بلکه بستری فعال برای رشد خودتنظیمی و مسئولیتپذیری کودکان فراهم میآورند؛ رویکردی که میتواند پایهای مؤثر برای طراحی محیطهای یادگیری پاسخگو به نیازهای احساسی نسلهای آینده باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که طراحی طبیعتمحور با تأکید بر تحریک حواس، تنوع تجارب و تقویت تعاملات اجتماعی، نقشی کلیدی در رشد هیجانی و شناختی کودکان دارد. بهکارگیری این رویکرد در فضاهای آموزشی میتواند پیوندی پایدار میان یادگیری، طبیعت و سلامت روانی نسل آینده ایجاد کند.