مطالعۀ پدیدۀ «ارکستر» در فرهنگ موسیقایی ایران معاصر، با تکیه بر مُدل‌سازیِ امکان تحقق صور بالقوۀ آن

نویسندگان

1 استادیار گروه مطالعات عالی هنر، دانشکدۀ هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfadram.2015.56354
چکیده

        هدف نهایی از پژوهش حاضر آن است که به منظور تبیین نحوۀ مواجهۀ فرهنگ موسیقایی ایران و غرب از ‌نظر اخذ تفکر ارکسترال، با ترسیم مُدل‌هایی مبتنی بر صورت‌های بالقوۀ ارکستر در ایران و مصداق‌یابی تعیّنی آنها، امکان تحقق الیناسیون در هر یک از مواجهات آزموده شود. لذا فرضیۀ این پژوهش، بدین نظریه منتج شده است که بر خلاف رهیافت‌های سنت‌گرایانه، که تمامی مواجهات با فرهنگ موسیقایی غرب مطرود پنداشته می‌شود، پاره‌ای از مواجهات، نظر به رهیافت تأویلی و آگاهانه آن، نه تنها به الیناسیون در موسیقی ایرانی نینجامیده، بلکه به تکامل و غنای قالب‌های اجرایی موسیقی ایرانی منتهی شده است. از سویی دیگر، بخش دیگر این نظریه بر آن اذعان دارد که به خلاف رهیافت‌های غرب‌گرایانه که هرگونه تکوین و تکاملِ موسیقی ایرانی مستلزم اخذ تام و تمام بنیان‌های موسیقایی غرب انگاشته می‌شود‌؛ بخش قابل‌ملاحظه‌ای از مواجهات میان فرهنگ موسیقایی ایران و غرب جهت اخذ تفکر ارکسترال، نه تنها تکوین و تکامل موسیقی ایرانی را در پی نداشته، بلکه به تضعیف، تنزّل و حتی حذف برخی خصوصیات بنیادین موسیقی ایرانی انجامیده است. بر این اساس می‌توان چنین اذعان نمود که مواجهۀ موسیقی ایرانی و غربی در دورۀ معاصر از نقطه‌نظر اخذ تفکر ارکسترال، دارای روندی دو قطبی (سازنده و غیر سازنده‌) بوده است.