رویکرد شناختی به روایت اعتمادناپذیر در سینما
نویسندگان
1 استادیار گروه سینما، دانشکدة سینما ـ تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکترای پژوهش هنر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfadram.2015.55377چکیده
این مقاله بر آن است تا مفهوم روایت اعتمادناپذیر را که بیشتر در حوزة ادبیات مورد مطالعه بوده است، در سینما بررسی نماید و چگونگی کارکرد راوی اعتمادناپذیر را از منظر نظریة شناخت در سینما طرح کند. بدین منظور، تلاش شده است بررسی شود چگونه خالق روایت سینمایی، در قالب کنشها، گفتارها، نمودهای بیرونی و رفتاری، نشانههای محیطی و تصویری-صوتی، حس و حال فضا و شخصیت پردازی، روایت (راوی) سینمایی اعتمادناپذیر را ترسیم میکند و مخاطب با توجه به نشانههای موجود در اثر و چگونگی پیشبرد روایت، درجات گوناگونی از اشراف به جهان روایت پیدا میکند. بنابراین، این پژوهش پس از تبیین رویکرد شناختی پژوهشگرانی چون دیوید بوردول، نوئل کرول، گرگوری کوری و توربن گرودال در مطالعات سینمایی، و با تمرکز به رویکرد شناختی بوردول، علاوه بر مرور دستهبندیهای پژوهشگران دربارة انواع روایت اعتمادناپذیر، مدل تحلیلی هنسن را از چگونگی کارکرد روایت اعتمادناپذیر در سینما بررسی مینماید و نتیجه میگیرد که نظر به دخالت نوآوری در آفرینش روایتهای تازه و امکان پیدایش گونههای جدید در هر نوع هنری، الگوهای گوناگون روایت و از جمله روایت اعتمادناپذیر، چارچوبی محدود و از پیش تعیین شده نداشته، با گذشت زمان و ارائة روایتهای جدید ممکن است اشکال تازهای از آن نیز ساخته شوند.