باروک و استحاله باورهای مذهبی در هملت اثر ویلیام شکسپیر
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دکتری تخصصی تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.22059/jfadram.2015.55386چکیده
کشمکشهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی بین کاتولیکها و پروتستانها پس از رنسانس، رنگ و بویی متفاوت به آثار دسته گستردهای از هنرمندان اروپا از جمله شکسپیر داده بود. منتقدین ادبی و هنری، این سبک و سیاق تازه را سالها بعد تشریح کردند و نام هنر باروک را برآن نهادند. از جمله عناصر اصلی این هنر به چالش کشاندن مفهوم حقیقت در ذهن مخاطب و ایجاد حس عدم قطعیت در اوست. هنرمند باروک همچنین سعی میکند بین دنیای معنا و ماده آشتی ایجاد کند. نویسندگان این مقاله سعی دارند تا با تکیه بر این دو اصل باروک و با استفاده از روش تحقیق تبیینی، به بررسی موضوع و درونمایههای نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر بپردازند. شخصیت هملت نماینده نسلی است که بر سر دوراهی کاتولیسیسم و پروتستانتیسم سردرگم مانده است. از یک سو، شبح پدر هملت او را به سوی کاتولیسیسم، دین آبا و اجدادیاش، میخواند و از سوی دیگر عقاید نوگرای کلادیوس، عموی هملت، در کشورداری و همچنین تربیت خود هملت در دانشگاه ویتبرگ، مهد پروتستانتیسم، او را به سوی عقاید تجددگرای مسلک مذهبی اجتماعی پروتستان میکشاند. با این حال، هملت در پایان، با یافتن یک راه سوم، مقصدی را برمیگزیند که برآیند هر دو آیین کاتولیسیسم و پروتستانتیسم است.