ارزیابی میزان بهکارگیری تکنیک اجراسنجی برنامة درسی بهوسیلة معلمان دورة ابتدایی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، سازمان مرکزی، تهران، ایران
2 استاد، گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 دانشیار، گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
4 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی میزان کاربست تکنیک اجراسنجی برنامة درسی به وسیلة معلمان دورة ابتدایی بود. پژوهش حاضر به روش توصیفی - پیمایشی انجام گرفت. جامعة آماری پژوهش شامل همة معلمان مقطع ابتدایی شهرستان گچساران به تعداد 420 نفر در سال تحصیلی 98-97 بود که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای، 201 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که براساس چارچوب هفتمرحلهای جاکوبز (2004) برای ارزیابی میزان بهکارگیری معلمان از تکنیک اجراسنجی تدوین شد. روایی محتوای پرسشنامه با نظرسنجی از خبرگان و صاحبنظران تأیید شده، و پایایی آن پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از دبیران با محاسبة آلفای کرونباخ برابر با 87/0 تأیید شد. دادههای گردآوریشده از طریق آزمون تی تکنمونه تحلیل شد. نتایج نشان داد معلمان دورة ابتدایی بهطور کلی، در همة مراحل هفتگانة کاربرد تکنیک اجراسنجی برای ارزیابی برنامههای درسی اجراشدة خود، پایینتر از حد معیار عمل میکنند. بهعبارت دیگر، معلمان در ارزیابی چگونگی اجرای برنامههای درسی اجراشده نقشی جدی و شایان توجه ایفا نمیکنند. در حالی که بهکارگیری تکنیک سنجش چگونگی اجرای برنامة درسی اجراشده میتواند نقشی مؤثر در اصلاح و بهسازی برنامههای درسی در همة سطوح قصدشده، اجراشده و آموختهشده داشته باشد. اجرای برنامهها و کتابهای درسی نیازمند شرایطی شامل رضایت از وضعیت موجود، کسب دانش و مهارت لازم توسط مجریان، دردسترسبودن منابع و امکانات سختافزاری، نرمافزاری، مالی و... برای اجرا، وجود زمان لازم برای یادگیری، سازگاری و تأمل دربارة اجرا توسط مجریان است.