بنیان نظری تبلیغات سلفی محور در شبکه های اجتماعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت رسانه، دانشکده علوم ارتباطات، دانشگاه علامه‌طباطبائی، تهران. ایران. (نویسنده مسئول)،رایانامه: nafise.khorashadizade@gmail.com

2 استادیار، گروه روابط عمومی، دانشکده علوم ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران.ایران.رایانامه: r.saberi@atu.ac.ir

doi
10.22034/lrsi.2026.561463.1479
چکیده

هدف: سلفی که حاصل همگرایی دوربین‌های دیجیتال و تلفن‌های هوشمند است، فراتر از یک تصویر ساده عمل می کند. یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های نوظهور سلفی، کاربرد آن در بازاریابی و تبلیغات است. کاربران با نمایش محصولات در سلفی‌های خود، به دنبال نوعی تأیید شخصی از برند هستند، که این امر از جنبه های روان‌شناختی، اقتصادی، فرهنگی و کنش ارتباطی قابل تامل است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه مبانی علمی و نظری سلفی در تبلیغات و تبیین تأثیر تبلیغات مبتنی بر سلفی بر نگرش مخاطبان است.روش: این پژوهش با استفاده از چارچوب فراتلفیق، به مرور و تحلیل کیفی مطالعات نظری و تجربی مرتبط با سلفی، شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات پرداخته است. جست‌وجوی مقالات با کلیدواژه‌های «سلفی و تبلیغات»، «شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات» و «سرایت هیجانی» در گوگل اسکولار و در بازه‌ی ۱۵ سال اخیر انجام شد. از میان ۱۵۷ مقاله اولیه، پس از طی چهار مرحله غربالگری، ۲۴ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند.یافته‌ها: جمع بندی پژوهش‌ها نشان می‌دهد سلفی‌ها در شبکه‌های اجتماعی به سازوکاری ارتباطی–تبلیغاتی و عاطفی تبدیل شده‌اند که رفتار، نگرش و احساسات مخاطبان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. ادبیات پژوهش در سه محور اصلی قابل طبقه‌بندی است: نقش سلفی در تبلیغات، گونه‌شناسی سلفی‌ها و تأثیر سلفی بر سرایت هیجانی. در محور نخست، سلفی‌ها به‌عنوان نوعی «برندسازی خودساخته» شناخته می‌شوند که می‌توانند به بازاریابی کاربرمحور و وایرال منجر شوند و نسبت به سایر محتواها تعامل بیشتری ایجاد کنند. در محور دوم، سه نوع سلفی پرکاربرد در تبلیغات شناسایی شد: سلفی مصرف‌کننده، سلفی محصول (پک‌شات) و سلفی برند. نتایج نشان می‌دهد سلفی مصرف‌کننده بیشترین تعامل اجتماعی را ایجاد می‌کند، در حالی که سلفی برند نیت خرید را بیشتر تقویت می‌کند. در محور سوم، سلفی‌ها از طریق تقلید هیجانی، به انتقال سریع احساسات مثبت یا منفی منجر می‌شوند.نتیجه‌گیری: سلفی‌ها به پدیده‌ای فراتر از یک ابزار فناورانه تبدیل شده‌اند و ابعاد فرهنگی، اقتصادی و تبلیغاتی یافته‌اند. بنابراین، در کنار بهره‌گیری از ظرفیت‌های آن‌ها در تبلیغات، بررسی جنبه‌های منفی مانند سرایت هیجانات منفی ضروری است تا بتوان پروتکل‌های اخلاقی مناسبی برای برندها تدوین کرد.