دیپلماسی عمومی بهمثابه رسانه و جایگاه آن در موفقیت برنامههای توسعه کشور(با تاکید بر تجربه دولتهای هفتم تا دهم جمهوری اسلامی ایران)
نویسندگان
1 هادی برزگر کشتلی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. رایانامه: hbarzegar34@gmail.com
2 ملکتاج خسروی، استادیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)، رایانامه: khosravimalektaj@gmail.com
3 محبوبه پاکنیا، استادیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. رایانامه: paknia_mb@yahoo.fr
doi
10.22034/lrsi.2024.477246.1242چکیده
هدف: دیپلماسی عمومی بهمثابه رسانه، ابزاری کلیدی برای پیشبرد منافع ملی است که با استفاده از ظرفیتهای ارتباطی رسانهها، مسیر تعامل مستقیم میان مردم جوامع مختلف، گفتمانسازی، تبادل فرهنگی و تقویت روابط حسنه را فراهم میکند. رسانه در این فرآیند، هم نقش بستر ارتباطی را ایفا میکند و هم بهعنوان بازیگر فعال، بازنمایی و چارچوببندی پیامهای سیاسی و فرهنگی را بر عهده دارد. از منظر حکمرانی، پاسخگویی دولتمردان ـ بهویژه رؤسای جمهور ـ نسبت به اهداف برنامههای توسعه و نحوه بهرهگیری آنان از رسانه در دیپلماسی عمومی، شاخص مهمی برای سنجش کارآمدی دولت است. در جمهوری اسلامی ایران، جریانهای اصلاحطلب و اصولگرا با گفتمانها و راهبردهای متفاوت، به تناوب در رأس دولت قرار گرفتهاند. پرسش اصلی این است که رسانه در قالب دیپلماسی عمومی، چه نقشی در میزان پاسخگویی دولتهای هفتم تا دهم به الزامات برنامههای توسعه سوم و چهارم داشته است.روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای، اسنادی، اینترنتی و گفتوگو با متخصصان، عملکرد دولتها را در بهرهگیری از رسانههای داخلی و خارجی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی بررسی میکند.یافتهها: در نظامهای دموکراتیک، رسانه یکی از اصلیترین ابزارهای اقناع و بسیج افکار عمومی است. دولت خاتمی با بهرهگیری از رسانههای ملی و دیپلماسی رسانهای در جهت ارتقای تعاملات خارجی و توسعه سیاسی گام برداشت. در مقابل، دولت احمدینژاد با تکیه بر پیامرسانی مستقیم و بازنمایی رسانهای مستقلتر، رویکردی تجدیدنظرطلبانه در فضای ارتباطی داخلی و بینالمللی برگزید.نتیجهگیری: هرچند هر دو دولت تلاش داشتند سیاستها و گفتمان خود را با اسناد توسعه و قانون اساسی هماهنگ کنند، اما میزان بهرهگیری راهبردی از رسانه و دیپلماسی عمومی متفاوت بود. دولت هفتم و هشتم موفق شدند از رسانه در چارچوب توسعه روابط مسالمتآمیز و ارتقای سرمایه اجتماعی بهره بیشتری ببرند، در حالیکه دولت نهم و دهم در برخی موارد کارکرد رسانه در پاسخگویی به اهداف توسعهای را کمتر مورد توجه قرار دادند.