کارکرد برنامه ریزی تعاملی در دوره معاصر از دیدگاه حرفه مندان رشته شهرسازی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
چکیده

اهداف: طی سده­ 1960 تا 1980 میلادی برنامه­ریزی شهری از یک نگاه کاملا نخبه­ گرایانه و عاری از ارزش به یک مدل مشارکتی و مبتنی بر ارزش رسید. در این راستا برنامه ­ریزی تعاملی به عنوان یکی از مهم­ترین میراث معاصر شهرسازی مورد توجه حرفه­ مندان این رشته قرار گرفته است. هدف از پژوهش شناسایی عوامل موثر بر برنامه­ریزی تعاملی از دیدگاه حرفه­ مندان رشته شهرسازی در دوره معاصر است. روش ها: روش پژوهش به لحاظ نوع کاربردی و با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده است. پس از استخراج شاخص ها از طریق مرور منابع، تعداد 175 پرسشنامه توسط حرفه­ مندان رشته شهرسازی تکمیل شده است. آلفای کرنباخ داده ­ها محاسبه شده و سپس روش تحلیل عاملی اجرا شده است. یافته ها: آلفای کرنباخ داده­ها عدد 0.930 بوده است که حاکی از پایایی بالایی داده ­های پژوهش جهت ادامه تحلیل است. یافته­ های پژوهش پس از 10 چرخش واریماکس تعداد 6 عامل با واریانس قریب به 60 درصد (58.63) را جهت استخراج نشان داد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که از دیدگاه حرفه­ مندان رشته شهرسازی در دوره معاصر، درمجموع عواملی نظیر سهیم نمودن شهروندان، دادن قدرت شهروندی به آن ها، شفاف­ سازی و آگاهی بخشی، نهادهای پشتیبان، کثرت­ گرایی و تکثرگرایی و حس­ تعلق و مسئولیت شهروندان بر این نوع از برنامه ­ریزی­ها تاثیر دارد و لذا پیشنهاد می شود مدیران، برنامه ­ریزان، طراحان و تمامی عوامل موثر بر برنامه ­ریزی شهری، عوامل ذکر شده را به منظور ارتقا تعامل مورد توجه قرار دهند تا برنامه ­ریزی­ های تعاملی به عنوان یکی از میراث معاصر شهرسازی زمینه مشارکت و تعامل و در نتیجه اثربخشی بیشتر را فراهم آورد.