جنگ شناختی؛ عرصه جدید در ارتباطات سیاسی
نویسندگان
1 استادیار روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران. (نویسنده مسئول)، رایانامه: alipor@tabrizu.ac.ir
2 استادیار علوم ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران. رایانامه: h.pourrashidi@urd.ac.ir
doi
10.22034/lrsi.2024.479537.1255چکیده
هدف: این مقاله نقش جنگ شناختی را به عنوان یکی از مصادیق قدرت نرم در ارتباطات سیاسی موشکافی میکند.روشپژوهش: روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع تحلیل ثانویه است که در آن از دادههای موجود برای پاسخ به سؤالات تحقیقی جدید استفاده میشود. روش تحلیل ثانویه در چند مرحله صورت میگیرد: در مرحله اول، اهدف تحقیق شناسایی شد. در مرحله دوم دادههای موجود جستجو شد تا در مرحله سوم کیفیت دادههای موجود ارزیابی شود. در مرحله چهارم، از میان دادههای موجود، تقریباً بیست اثر به عنوان دادههای مناسب در حوزه رسانه، قدرت نرم، ارتباطات سیاسی و جنگ شناختی انتخاب شد. در مرحله پنجم، این دادهها ارزیابی و در نهایت با تحلیل و تفسیر دادهها، نتیجهگیری به عمل آمد.یافتهها: جنگ شناختی مفهومی جدید در مطالعات میانرشتهای علوم شناختی، ارتباطات و علوم سیاسی است. ظهور این مفهوم نظر متفکران و سیاستمداران را در مورد ارتباطات سیاسی دچار تحول کرده است. همان طور که ارتباطات سیاسی از اثرات شناختی رسانههای جمعی برای بهبود روابط میان سیاستمداران، مردم و رسانه ها بهره میگیرد، نظریهپردازان جنگ شناختی نیز هدف مشابهی دارند؛ تفاوت اصلی این دو، نحوه نگاه و بهرهگیری از توان رسانههاست که یکی به دنبال ایجاد ارتباط واقعی و مؤثر میان مردم و سیاستمداران از طریق تبلیغات و اطلاع رسانی صحیح و دیگری به دنبال بهرهگیری از خلاء ارتباط میان حاکمان و مردم و ایجاد تنازع و نابودی علقههای فکری بین مردم و سیاستمدارن است.نتیجهگیری: جنگ شناختی به عنوان تهدیدی برای تخدیر و تأثیرگذاری بر اذهان و افکار عمومی جزء جنگهای نرم دستهبندی میشود. در این جنگ برای دستکاری هوشمندانه و تخریب بیشتر اذهان و قلوب از ابزارهای علوم شناختی فناوریهای رسانهای جدید و هوش مصنوعی استفاده میشود. در نتیجه، جنگ شناختی عرصه جدیدی در ارتباطات سیاسی محسوب میشود که در آن رسانهها کارکرد شناختی پیدا کردهاند.