بازی و اهمیت آن در نمایش
نویسندگان
1 استادیار گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی ، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی وموسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jfadram.2013.36431چکیده
برخلاف اوایل قرن بیستم که غالب نظریات، ریشههای نمایش را تنها در آیینهای اولیه میجستند و برپایة همین استدلال سعی در تحلیل متون و اتفاقات صحنهای داشتند، امروزه پدیدة نمایش در توازی با دیگر ژانرهای اجرایی- از جمله بازی- و براساس ارتباطشان با هم مورد بازنگری قرار میگیرد و نظریات مبتنی بر خاستگاه برای آن، کمابیش اعتبار اولیة خود را از دست دادهاند. آزمودن نمایش و متون نمایشی در سایة بازی، بهعنوان یکی از ژانرهای موازی با نمایش، نیازمند شناخت کامل این پدیده و تسلط بر اشکال، حالات و مفاهیم و معانی مرتبط با آنها است. این شناخت نهتنها میتواند یاریرسان فهم بیشتر متون و اتفاقهای صحنهای کلاسیک باشد، بلکه از رهیافت آن میشود به فرمهای جدید و پیچیدهتری- مثل بازی مبهم- رسید که راهگشای شناخت، تبیین و تدوین متون و اتفاقات تئاتری نو خواهند بود. این مقاله نیز بر آن است تا با مقدمهای درباب رابطة بازی و نمایش، وارد بحث اختصاصی بازی شده و سپس با بررسی نظریات یوهان هویزینگا روی نمایشنامة بازرس آنتونی شفر،با تمرکز بر شکل خاص بازی مبهم، این نظریات را در هنگام اجرا شناسایی کند، ابعاد جدیدی از این نظریات کشف کرده ونیز پیشنهاداتی برای تحلیل و تدوین متون پیش رو قراردهد.