مردپوشی زنان در دو داستان از هزار و یک شب و دوکمدی‌ از شکسپیر: یک بررسی تطبیقی

نویسندگان

1 استادیار دانشکده هنرهای نمایشی وموسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، دانشکده هنرهای نمایشی وموسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jfadram.2012.29034
چکیده

مردپوشی به معنی پوشیدن لباس مردانه توسط زنان، یکی از شاخه‌های مخالف‌پوشی است که برای پنهان کردن موقتی هویت زنانه، استفاده از امتیازات هویت مردانه، یا از بین بردن تقابل میان مرد و زن توسط زنان به خدمت گرفته می‌شود که در طول تاریخ و در فرهنگ‌های مختلف دستمایه بسیاری از آثار ادبی و هنری قرار گرفته است. در مقال? حاضر کارکرد مردپوشی زنان در دوحکایت «قمر الزمان» و «علی شار و زمرد» از هزار‌و‌یک شب و چهار کمدی «دو نجیب‌زاده ورونایی»، «هر طور شما بخواهیدش»، «شب دوازدهم» و «تاجر ونیزی» از شکسپیر بر اساس نظرات پساساختگرای سیکسو و و نظرات پسافمینیستی باتلر بررسی می‌شود. این نظریه که ریشه در آراء پساساختگرایان دارد، جنسیت را به عنوان برساخته‌ای فرهنگی، امری اعتباری می‌داند که توسط گفتمان حاکم تولید و حمایت می‌شود. بر اساس یافته‌های بررسی پیش رو، زنان مرد پوش مذکور اگر چه به اهداف خود می‌رسند و حتی به صورت تصادفی به بالاترین مقام ممکن متن می‌رسند، با این حال پس از فاش شدن راز خود برای رسیدن به جایگاه مطلوب خویش در گفتمان حاکم بلافاصله دوباره زن پوش می‌شوند و سعادت خود را در گرو پذیرش نقش خود در تقابل مرد/ زن قلمداد می‌کنند.