بررسی انگاره های کارناوالی در نمایشنامه‏ی رومئو و ژو لیت از دیدگاه باختین

نویسندگان

1 مدرس دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر،

2 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر

doi
10.22059/jfadram.2012.24777
چکیده

مفاهیمی که میخائیل باختین، نظریه پرداز روس، در عرصه‏ی نقد و نظریه‏ی ادبی طرح کرده، امکانات جدیدی پیش روی تحلیلگران آثار هنری به ویژه در حوزه‏ی ادبیات، تئاتر، و سینما قرار داده است. یکی ازمهم ترین مفاهیم در دایره‏ی اصطلاحات او، مفهوم کارناوال است. این واژه یکی از مهم ترین محور های اندیشه‏ی او و از جمله مبسوط ترین مباحث او به شمار می رود. با آن که کارناوال با اجرا و آیین و از این طریق با تئاتر پیوند دارد، اما وقتی از"نوشته‏ی کارناوالی" سخن به میان می‏آید کاربست ادبی آن در چشم انداز باختین مورد نظر است و مشخص‌کننده‏ی آن دسته آثار ادبی است که در آنها ویژگی های کارناوال در زمینه ای نوشتاری به ظهور می‏رسد. باختین رمان را بهترین زمینه برای تحقق ویژگی های کارناوالی دانسته است، اما بعد از او منتقدین تئاتری با عطف توجه به پیوند دیرپای آیین و نمایش استدلال کرده اند که تئاتر و اجرا امکانات بسیار وسیع تری فراهم می‌کند که مورد توجه باختین قرار نگرفته است. در مقاله‏ی حاضرنمایشنامه‏ی رومئو و ژولیت نوشته‏ی ویلیام شکسپیر بر اساس مفهوم کارناوال بررسی و تحلیل می شود: در ابتدا، توضیحات مختصری درباره‏ی مشخصه‏های کارناوال و ویژگی‌های" نوشته‏ی کارناوالی " ارائه وسپس تحقق این عناصر را در نمایشنامه‏ی رومئو وژولیت به بحث گذاشته می شود.