بررسی تطبیقی تعریف انسان در مکتب اسلام از دیدگاه شهید مطهری و مکتب اگزیستانسیالیسم بر مبنای اندیشۀ ژان پل سارتر

نویسندگان

1 دانشیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی

2 دکترای علوم قرآن و حدیث؛ استادیار دانشگاه الزهرا و دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22034/ksiu.2022.92.557
چکیده

هدف: هدف این نوشتار، تحلیل و مقایسۀ تعریف انسان از دیدگاه ژان پل سارتر و استاد مطهری بود. روش: اطلاعات این پژوهشِ بنیادی به روش کتابخانه‌ای گردآوری و به شیوۀ توصیفی- تحلیلی پردازش شده است. یافته‌ها: ژان پل سارتر ضمن مخالفت با تعریف سنّتی از انسان، با نگرشی متمایز به هستیِ انسان نسبت به موجودات دیگر، با بنیان نهادن اصل تقدّم وجود بر ماهیت، طبیعت کلّی و ازلی برای انسان را نفی و آن را موجودی «در حال شدن» معرّفی کرده است. استاد مطهری انسان را موجودی دو بعدی و واجد سرشت و فطرت الهی تعریف کرده که قانون خلقت در پرتو آزادی و اختیار، قلم ترسیم سرنوشت را به دست خودِ او داده است. موجودی بالقوّه که حضیض حیوانیت و تعالی انسانیت، دو سوی ماهیت بالفعل او را تشکیل داده و دسترسی به هر یک، مرهون تصمیماتی است که فرد در زندگی خویش اتخاذ می‌کند. نتیجه: در اثنای تحلیل دو رویکرد، محرز شد که با وجود اشتراکات بین دو دیدگاه، همچون: تعریف انسان به شدن و تکیه بر عمل و تأکید بر اصل سازندگی، وجوه تمایزی همچون: نفی طبیعت مشترک بشری، نفی واجب‌الوجود و... نیز مشهود است. تعریف اگزیستانسیالیسمی سارتر شاید نوعی تعالی در بر داشته باشد، اما به اومانیسم می‌انجامد؛ در حالی که آنچه استاد مطهری با تکیه بر آموزه‌های وحیانی ارائه کرده، به طریق اعتدال نزدیک‌تر و از افراط و تفریط در امان است. از این رو، مشخص شد آنچه از عقلِ متّصل به وحی برخاسته است، ارجح و در بر دارندۀ تمام جنبه‌های انسانی و به طریق سعادت نزدیک‌تر است.