شناسایی و تحلیل روند بارش در استان کهگیلویه و بویراحمد با استفاده از آزمون ناپارامتری من - کندال و تخمین‌گر شیب سن

نویسندگان

1 گروه مهندسی طبیعت، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه یاسوج

2 گروه علوم و مهندسی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه یاسوج

3 کارشناس منابع آب شرکت آب منطقه ای استان کهگیلویه و بویراحمد و دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22034/jget.2025.532859.1631
چکیده

مقدمه: آگاهی از روند تغییرات بارش یک منطقه می‌تواند بسیاری از مدیران مرتبط با مدیریت منابع آب را نسبت به تصمیم‌گیری‌های آینده خود در ارتباط با اجرای پروژه‌های عمرانی یاری دهد.هدف: تغییرات الگوهای بارش می‌تواند تأثیرات عمیقی بر منابع آب، کشاورزی، محیط زیست و به طور کلی جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی ساکنان یک منطقه داشته باشد، به همین دلیل بررسی روند داده‌های بارش از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.روش‌شناسی: در این پژوهش روند تغییرات بارش در استان کهگیلویه و بویراحمد با استفاده از داده‌های بارش روزانه 23 ایستگاه باران‌سنجی در طی یک دوره 24 ساله (1368-1392) با استفاده از آزمون‌های ناپارامتریک من-کندال و تخمین‌گر شیب سن شناسایی و تجزیه و تحلیل شد. قبل از به کاربردن آزمون‌‌ من-کندال برای تشخیص روند در سری‌های زمانی بارش در ایستگاه‌های باران‌سنجی منتخب، بر اساس نیازمندهای آزمون‌ها، آزمون همگنی سری‌های زمانی بارش با استفاده از آزمون همگنی نرمال استاندارد و آزمون دامنه بویشاند و آزمون خود همبستگی و تکنیک پیش سفید کردن برای حذف اثر خودهمبستگی روی داده‌های بارش انجام شد.قلمرو جغرافیایی: این تحقیق در استان کهگیلویه و بویراحمد به مرکزیت شهر یاسوج با وسعتی حدود 16 هزار و 249 کیلومتر مربع بین 29 درجه و 52 دقیقه تا 31 درجه و 9 دقیقه عرض شمالی و 49 درجه و 55 دقیقه تا 51 درجه و 53 دقیقه طول شرقی انجام گرفته است. یافته‌ها: محاسبات آماری اولیه نشان داد که میانگین بارش از 409 میلی‌متر در ایستگاه دوگنبدان در نیمه جنوبی و بخش گرمسیری استان تا 1255 میلی‌متر در ایستگاه تنگاب در نیمه شمالی و بخش سردسیری استان متغیر است. از 23 ایستگاه مورد بررسی، 21 ایستگاه باران‌سنجی دارای روند کاهشی در مقدار بارش با شیب خط روند از 5- تا 35- هستند.نتیجه‌گیری: وجود روند در بارش می‌تواند شاهدی بر تغییر اقلیم باشد و در مدیریت منابع آب به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده میزان آب قابل استحصال و اتخاذ تدابیر لازم برای مقابله با خشکسالی مورد توجه جدی قرار داده شود.