بازتاب اندیشة هگل در تراژدی آنتیگونه سوفوکل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفة هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران

2 عضو هیئت علمی دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر

doi
10.22059/jfadram.2013.29670
چکیده

هگل در کتاب پدیدارشناسی روح و در فلسفة هنرهای زیبا خود، به مسئلة تراژدی و چگونگی شکل‌گیری آن می‌پردازد. اکثر پژوهندگان غربی مدعی هستند که از زمان ارسطو تاکنون هیچ یک از اندیشمندان اروپایی نتوانسته‌اند تراژدی و کمدی را آن طورکه هگل تبیین کرد مورد تحلیل قرار دهند و تاکنون همواره نکته‌گیری‌های ژرفش، اندیشمندان پس از او را به تأمل واداشته است. نمونة تراژدی یونانی در نظر هگل، آنتیگونه سوفوکلس است. هگل در اثر معروف خود فلسفة هنرهای زیبا به شرح و بسط تراژدی آنتیگونه می‌پردازد. در طول تاریخ فلسفه در حوزه‌های مختلف رابطة هنر و فلسفه به‌وضوح مشاهده می‌شود. اگرچه هگل متن کاملی در مورد زیبایی‌شناسی منتشر نکرد تا با علم منطق مقایسه کند، این به این معنا نیست، که او هنر و زیبایی را در مرز نظام فلسفی خود پایین آورده، در واقع نظریة زیبایی‌شناسی هگل از قلب نظام فلسفی‌اش ناشی‌ می‌شود، و تنها می‌تواند دور نمایی از آن سیستم شناخته شود. بر این اساس ما در این اوراق در پی آنیم که بسته به بضاعت خویش، لحظه‌های بی‌زمان فراز و فرود تراژدی را، به تحریر کشیده و رخداد «وجدان معذب (آگاهی معذب)» هگلی را شرح داده، «برخورد تراژیک» را مصور کرده و دقیقه‌ای بازاندیشی کنیم.