انفعال مخاطب درنظریه صنعت فرهنگ و تقابل مکتب بیرمنگام با آن
نویسندگان
1 مدرس دانشگاه علمی کاربردی در رشته ی روابط عمومی
doi
10.22034/lrsi.2024.437348.1167چکیده
مکتب فرانکفورت و در راس آن تئودورآدورنو و ماکس هورکهایمر ، درتبیینهای نظری خود، براین اصل تاکید دارندکه عدم تحقق پیشبینیهای کارل مارکس در مورد وقوع انقلابهای سیاسی و اجتماعی در کشورهای برجستهی سرمایه داری به دلیل حاکمیت عقلانیت ابزاری و انحراف طبقهی کارگر از منافع خود به واسطهی صنایع فرهنگی است.مخاطب رسانه های ارتباط جمعی از نظر عمده ی اعضای مکتب فرانکفورت در برابر پیام های سلطه آمیز، بی دفاع و منفعل هستند و از این رهگذر آنان در فرهنگ توده ای ادغام می شونداما در مقابل، مکتب مطالعات فرهنگی بیرمنگام، بر امکان وجود صوری از مقاومت، توسط جامعه باور دارد. دیک هبدایج و استوارت هال، دو تن از پژوهشگران برجسته ی این مکتب هستند. هبدایج بر امکان مقاومت خردهفرهنگی در برابر طبقات مرفه از سوی طبقهی کارگرتاکید میکند و مخاطب رسانهها را برخلاف آدورنو، منفعل نمیداند. استوارت هال نیز در عین پذیرش وجود سلطه، به صوری از مقاومت در جامعه اعتقاد دارد.ازنظراو پیامهای رسانهها لزوما، به همانگونه که فرستندهی پیام رمزگذاری میکند، رمزگشایی نمی شود.