پلکان اودسا و موسیقی: خوانشی بر خویشاوندی ساختاری

نویسندگان

1 مدرس سینما، مدرسه فیلم تهران

doi
چکیده

این مقاله با مطالعه موسیقی یکی از مهمترین سکانس‌های تاریخ سینما، یعنی سکانس پلکان اودسا از فیلم رزمناو پوتمکین، ساخته سرگئی آیزنشتاین، به تشریح این مساله می‌پردازد که چگونه در این فیلم نظام مونتاژ مبتنی بر ریتم حکم می‌‌کند که موسیقی همراه‌‌شونده با آن نیز از نظام ساختاری ریتمیکی برخوردار باشد. از آنجاکه آیزنشتاین با ذهنیتی موسیقایی روی مونتاژ این سکانس کار کرده بود، موسیقی‌دانان بسیاری مشتاق به تبدیل این نظام تصویری به معادل صوتی آن بودند که از میان آن‌ها، این مقاله به آثار ادموند مایزل، نیکلای کریوکف و دمیتری شوستاکوویچ، می‌پردازد. به منظور بررسی ارزش زیبائی‌شناختی کار این موسیقی‌دانان و نحوه‌ همراهی‌شان با این فیلم از نظریه‌های تئودور آدورنو و هانس آیزلر، دو صاحب نظر موسیقی فیلم استفاده شده است. این مقاله استدلال می‌کند که تنها راه انطباق درست موسیقی با فیلم تطابق ساختاری و هم‌خوانی حسی مونتاژِ فیلم و ریتمِ موسیقی است، آنچه که آدورنو و آیزلر «خویشاوندی ساختاری» می‌خوانند. بر همین اساس هرگاه تحولاتی بر سر این فیلم، به ویژه بر سر این سکانس آمده است، خویشاوندی ساختاری بهم‌ریخته است. این مقاله نتیجه می‌گیرد که دلایل توفیق بعضی از قطعات، همکاری نزدیک بین کارگردان و موسیقی‌دان یا دریافت حسی مبتنی بر مونتاژ این سکانس بوده است.