الگوی بهینه دسترسی به خدمات شهری در ساختارفضایی شهر ارومیه مبتنی بر رویکرد نوشهرگرایی

نویسندگان

1 دانشکده معماری، شهرسازی و هنر، دانشگاه ارومیه.ایران.

2 گروه شهرسازی دانشکده معماری شهرسازی و هنر دانشگاه ارومیه

3 گروه شهرسازی، دانشکده معماری، شهرسازی و هنر، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.22034/jget.2025.533384.1633
چکیده

مقدمه: در پی رشد نامتوازن شهری و ضعف در مدیریت فضایی، توزیع ناعادلانه خدمات شهری موجب تعمیق شکاف‌های اجتماعی و فضایی شده است. در این میان، دسترسی به‌عنوان مؤلفه‌ای راهبردی، نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی دارد. تحلیل داده‌محور عدالت فضایی، رویکردی ضروری برای اصلاح ساختار شهر و دستیابی به توسعه‌ای پایدار و منصفانه است.هدف: پژوهش حاضر با رویکردی ساختاری-فضایی، به تحلیل الگوی دسترسی به خدمات شهری در ارومیه می‌پردازد. با تمرکز بر عدالت فضایی و اصول نوشهرگرایی، تلاش می‌شود ریشه‌های فضایی نابرابری شناسایی و راهکارهایی کاربردی برای بهبود توزیع خدمات ارائه شود تا زمینه تحقق توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهری فراهم آید.روش‌شناسی: پژوهش حاضر کاربردی و به‌لحاظ ماهیت، توصیفی–تحلیلی است که با رویکردی ترکیبی انجام شده است. داده‌ها به‌صورت میدانی از طریق ۶۷۰ پرسشنامه در سطح ۶۷ محله گردآوری شده و تحلیل آن با استفاده از مدل چیدمان فضا و GIS صورت گرفته است. هدف، ارزیابی کیفیت دسترسی به خدمات شهری با تأکید بر عدالت فضایی و اصول نوشهرگرایی است.قلمرو جغرافیایی: شهر ارومیه با رشد بی‌ضابطه کالبدی، مهاجرت‌پذیری بالا و عدم تعادل فضایی، با چالش‌های زیرساختی و خدماتی روبروست. ساختار فضایی آن متشکل از پنج منطقه با تمرکز عملکردی در محدوده تاریخی است.یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند ساختار فضایی ارومیه با تمرکز شدید خدمات در مرکز و محرومیت پیرامونی، موجب نابرابری فضایی و افت کیفیت دسترسی شده است. با تحلیل چیدمان فضا، ارزیابی میدانی و بازپیکربندی مبتنی بر نوشهرگرایی، الگویی جدید با کاهش شاخص هم‌پیوندی از ۸ به ۱.۰۶ ارائه شد که عدالت فضایی و انسجام ساختاری را ارتقاء می‌دهد.نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد که بازآرایی ساختار فضایی شهر، تنها در پرتو تلفیق تحلیلیِ شاخص‌های فضایی و اصول نوشهرگرایی ممکن است به ارتقاء عدالت فضایی بینجامد. الگوی پیشنهادی با اصلاح تمرکز خدمات، تقویت هم‌جواری‌های عملکردی و ارتقاء کیفیت شبکه معابر، زمینه‌ساز گذار از پراکندگی نابسامان به ساختاری منسجم، انسان‌محور و پایدار در مقیاس شهری است. این الگو با کاهش شکاف‌های فضایی، افزایش رضایت شهروندان و هم‌راستاسازی تجربه زیسته با طرح‌های رسمی، نشان داد که می‌توان از رهگذر مداخلات هدفمند فضایی، به الگویی بومی و قابل تعمیم برای توسعه عادلانه خدمات شهری دست یافت؛