تأثیر اساطیر ایرانی بر آثار هنریک ایبسن از طریق چنین گفت زرتشت نیچه
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تهران
doi
چکیده
توانمندی اندیشه موجود در آثار ادبی و هنریِ نشأت گرفته از مایههای اساطیری در طی اعصار متوالی نقشی تأثیرگذار در تاریخ تمدن بشری داشته و بازسازی مداوم واقعیت های زندگی انسانی را ممکن ساخته است. در پاره ای از آثار برجسته ادبی جهان شخصیتهای واقعگرا در صورت ظاهری زندگی و واقعیات مربوط به آن ویژگیهای خاص جامعهای مشخص را در دورانی معلوم در بر دارند، امّا گاه در عین حال دارای ارزشهای اصیل اسطورهای نیزهستند و در آثار ادبی تبدیل به الگوهای نمادین میشوند. هنرمند با خلاصه کردن نشانهها، تأویل و افزودن معنایی تازه به ارزشهای اصیلِ واقعیتهای ارائه شده توسط شخصیتهای اساطیری امکان تداوم آن واقعیت را از طریق اثرهنری خود در زمانی متفاوت فراهم میآورد در این تحقیق سعی شده است با نگاهی تطبیقی بر شخصیت سولنس در نمایشنامه استاد معمار، یکی از آثار هنریک ایبسن، نمایشنامهنویس نروژی و اسطور? «جمشید»، یکی از اساطیر ایرانی برگرفته از «یشتها» که مشابهت بسیار با اساطیر اسکاندویناوی دارد اثبات نسبی نظریه بالا را پی بگیریم. این فرضیه بر اساس گرایش ایبسن به مفهوم"ابر انسان" طرح می شود که در تفکر نیچهای بهخصوص کتاب معروف او چنین گفت زرتشت به عنوان اندیشه فلسفی غالب مطرح بوده و بر اثار ایبسن تاثیر نهاده است.