تحلیل انتقادی عوامل شکلگیری نظریۀ تفسیر ادبی امین خولی
نویسندگان
1 دانشیار گروه منطق فهم دین، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی. قم، ایران
2 استاد گروه قرآنپژوهی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. قم، ایران
3 طلبۀ سطح چهار تفسیر تطبیقی، مؤسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه. قم، ایران
doi
10.22034/ksiu.2022.92.671چکیده
هدف: هدف این مقاله، واکاوی عوامل شکلگیری نظریۀ تفسیر ادبی امین خولی، نواندیش مصری بود. وی، قرآن را متنی ادبی و در عین حال وحیانی و مقدس میدانست که باید همانند متون ادبی انسانی فهم شود. او هدفِ نزول قرآن را هدایت و هدفِ تفسیر را فهم ادبی و آن را مقدّم بر تمامی فهمها معرفی کرد. این شیوه موجب شد وی میان قرآنپژوهان مصری و ایرانی، طرفداران و منتقدانی داشته باشد. نواندیشان، وی را متعصب به سنّت میدانند و سنّتیان، وی را به نواندیشی و سنّتگریزی متهم میکنند. این چالش، ضرورت بررسی عوامل شکلگیری این نظریه را روشن کرد. روش: مقالۀ حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد انتقادی، عوامل پیدایش نظریۀ امین خولی را بررسی کرد. یافتهها: خولی تحت تأثیر ویژگیهای شخصیتی، جنبش ادبی مصر و رومانتیسیسم عربی، با الهام از آرای عبده و طه حسین، از مطالعات زبانشناسی غربی و پژوهشهای عهدینی بهره گرفته و در طراحی نظریۀ تفسیر ادبی، با در نظر داشتن آثار جاحظ، جرجانی و شاطبی، ریشۀ این نظریه را در اندیشۀ متقدمان نشان داده است. نتیجهگیری: شناسایی عوامل شکلگیری این نظریه و بعضاً بیان اشکالات مرتبط با آن، موجب شد زمینه برای نقد علمی و منصفانه میسّر شود.