بررسی عملکردهای هیبریدی- شناختی روسیه با تکیه بر دیاسپورا در منطقه بالتیک
نویسندگان
1 دکترای علوم ارتباطات، دانشکده ارتباطات، دانشگاه علامه طباطبائی (ره)، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق و پژوهشگر حوزه جنگ ترکیبی و شناختی شناختی
3 کارشناسی ارشد آمار اجتماعی و اقتصادی دانشگاه رازی.
doi
چکیده
بررسی و تحلیل تحولات کشورهای منطقه بالتیک حکایت از آن دارد که روسیه، علاوه بر ابزارهای سنتی فشارهای اقتصادی و نظامی، برای مشروعیت بخشیدن به منافع خود -در فضای پس از اتحاد جماهیر شوروی- بهمرور نفوذ خود را از طریق ابزارهای قدرت نرم در چارچوب استراتژی منجمد در محیط جنگ شناختی گسترش داده است. درنتیجه؛ اقلیت بزرگ روسیزبان قادرند بازیگران مؤثری در جهتدهی سیاستهای پُر ابهام و البته خصمانه کرملین به شمار آیند.هدف اساسی روسیه از ارائه ابزارهای این نوع قدرت بر پایه تحقیقات و توصیههای اندیشمندانی همچون جوزف نای، دکترین پریماکوف و نظریه گراسیموف پیش میرود و به همین دلیل؛مقاله پیش رو تلاش دارد تا با تجزیهوتحلیل دقیق و کیفی روشهای عمومی و رایج علمی همچون: استنتاج، مقایسه، تشبیه، توصیف، توضیح و ترکیب بهره گرفته و از شاخصهای کلیدی ازجمله؛ نقش کلیدی رسانههای اجتماعی، سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی، دیپلماسی، ایدئولوژی، قانون و اقتصاد آن را در جعبهابزار جنگ شناختی ارائه دهد، بنابراین در مقاله حاضر بینشی از ماهیت قدرت فریب و ابهام بخشی روسیه ارائه میشود و درعینحال تلاش دارد تا منافع واقعی فدراسیون روسیه را در بخشهای بعدی پژوهش مورد بحث بررسی بیشتر قرار دهد. اکنون در بیان مسئله و چالش اصلی این پژوهش میتوان گفت؛ قدرت نرم به منافع چندگانه روسیه در فضای پس از اتحاد جماهیر شوروی مشروعیت آشکاری بخشیده و تلاش دارد با بهکارگیری ابزارها و اقدامات خاص در این راستا، از بازیگران و اهداف تعیینشده امتیازات موردنیاز را دریافت کند. در ادامه؛ این احتمال وجود دارد مزیت چنین نفوذی، منجر به مخالفت مؤثر و جدی ایالاتمتحده در بین سایر جوامع و حاکمیتها، شبیه به روسیه نیز شود.