بررسی تطبیقی کارکرد شهرهای کوچک نوپا با تاکید بر موقعیت مکانی-فضایی نمونه موردی استان گلستان

نویسندگان

1 استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، مربی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

4 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22034/jget.2024.401055.1496
چکیده

مقدمه: سیاست‌گذاران شهری دریافته‌اند؛ برای اینکه توسعه در محدوده سکونتگاه‌های انسانی صورت گیرد، شهرهای کوچک به عنوان حلقه اتصال بین روستاهای پیرامون و شهرهای بزرگتر باید در توسعه محلی، منطقه‌ای و ملی دیده شوند. چون این شهرها می‌توانند شکاف بین مناطق شهری و روستایی را برای ارتقاء موثر کیفیت شهرنشینی پرکنند.  هدف: این مقاله با هدف تبیین و تحلیل، کارکرد شهرهای کوچک نوپا با تاکید بر موقعیت مکانی-فضایی این شهرها ­در استان گلستان انجام گرفت.روش­شناسی: روش انجام پژوهش از لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. داده‌ها به روش پیمایشی و مبتنی بر پرسشنامه و مصاحبه جمع­آوری شد. جامعه‌ آماری شامل: تمام خانوار شهرهای کوچک نوپا و جامعه نمونه شامل 379 شهروند می­باشند.قلمرو جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی پژوهش، شامل تمام 14شهر کوچک نوپا هستند که بعد از انتزاع استان گلستان از مازندران در سال 1376 در سه‌ ناحیه(دشت شمالی، جلگه میانی و کوهستانی جنوب) به وجود آمدند.یافته‌ها و بحث: یافته­ های پژوهش از منظر آزمون فریدمن نشان می­دهد، شهرهای کوچک نوپا در ناحیه دشت شمالی از نظر کارکرد(فرهنگی-مذهبی، ادارای- انتظامی، آموزشی) به ترتیب با میانگین رتبه‌ای (79/5، 36/5، 25/3) و ناحیه جلگه میانی از نظرکارکرد(بهداشتی-درمانی و مالی-تجاری) به ترتیب با میانگین(85/4، 31/3) بالاترین تغییرات کارکردی را تجربه کردند.نتیجه­ گیری: نتیجه نهایی اینکه؛ هر چند در بین شهرهای کوچک نوپا، شهر مراوه در ناحیه دشت شمالی و شهر فاضل آباد در ناحیه جلگه میانی از نظر شاخص‌های کارکرد شهری، یک رابطه جدید و پایدار، در بین سکونتگاه‌های ناحیه خود به وجود آوردند؛ ولی برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب و مناسب باید تمامی شهرهای کوچک نوپا بتوانند از تراوش توسعه کارکردی بهره‌مند شوند.