بازمهندسی حکمرانی آب در حوضه آبریز زایندهرود
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
3 استاد گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22034/jget.2023.383075.1473چکیده
مقدمه: تمدنها فرزند جغرافیای خود هستند. جبر جغرافیا بهمانند والدینی با ویژگیهای ژنتیکی خاص، فرزندی با شخصیتی منحصر بفرد را میسازد. تمدن ایران نیز ریشه در جغرافیای ویژه خود دارد. آب و هوای خشک و نیمه خشک، به فرهنگ و تمدن ایران و شیوه حکمرانی آب این کشور، ویژگیهای یگانهای بخشیده است؛ به طوری که آب و امنیت، جزو مؤلفههای جداییناپذیر تمدن ایرانی محسوب میشوند. شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی ایران، در قرن بیست و یکم از این قاعده مستثنا نیست. ناگزیری از انتقال آب در طول تاریخ، همواره تبعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی به همراه داشته است.هدف: این پژوهش درصدد بررسی ماهیت تاریخی، جغرافیایی و امنیتی انتقال آب از حوضه آبریز زایندهرود به استانهای واقع در فلات مرکزی ایران بوده است.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی محسوب میشود و از روش توصیفی- تحلیلی بهره برده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: محدوده مکانی تحقیق، حوضه آبریز زایندهرود است که در بخش میانی فلات ایران، بین ارتفاعات زاگرس و ارتفاعات مرکزی ایران قرار دارد.یافته ها و بحث: یافتههای پژوهش گویای این است که ماهیت انتقال آب در نسبت با دو مؤلفه اساسی «جبر جغرافیا» و «امنیت» باید مورد بررسی قرار گیرد. ناگزیری انتقال آب، مطابق رویکرد تاریخی، جغرافیایی و امنیتی، نیازمند اتخاذ راهکارهایی متناسب با آن است. در گام اول حکمرانی مطلوب آب، باید بر اتخاذ رویکرد ملی در برابر تنشهای بینااستانی تأکید شود. بهینهسازی مصرف آب در حوزههای کشاورزی، صنعت و شرب در کنار تمرکز بر پروژههای بدیلی بهمانند انتقال آب از خلیج فارس، ذیل راهبرد کلی کاهش نیاز به آب انتقالی از حوضه آبریز زایندهرود، میتواند راهکارهای عملی و اجرایی در اختیار حکمرانان آبی قرار دهد.نتیجه گیری: نتیجه تحقیق نشان میدهد باتوجه به اقلیم خشک و نیمه خشک فلات مرکزی کشور، باید تمامی قوانین، سیاستها، برنامهها و رویکردها براساس اصل کاهش نیاز به آب انتقالی از حوضه آبریز زایندهرود بازمهندسی شود.