عوامل توسعه نیافتگی نواحی مرزی(مطالعه موردی: شهرستان های مرزی استان کرمانشاه)

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 دانشیار جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

4 دانشجوی دکتری گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

5 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22034/jget.2024.163961
چکیده

مقدمه:  برنامه­ریزی برای توسعه مناطق محروم و غیر برخوردار  به علت جایگاه شان در توسعه و امنیت در بسیاری از کشورها ازجمله ایران به ویژه مناطق مرزی کرمانشاه ضرورت تام یافته است.هدف:  هدف تحقیق بررسی عوامل توسعه نیافتگی نواحی مرزی در شهرستان های مرزی استان کرمانشاه است.روش شناسی:  این پژوهش به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف توسعه­ای کاربردی می­باشد. روش گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه­ای و میدانی می­باشد که از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه جهت جمع­آوری داده­ها و جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از نرم پ­افزار  SPSSاستفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبره­­های محلی در زمینه مطالعات مرزی و مدیران ارشد استان و نواحی مرزی کرمانشاه می­باشد، که با استفاده از نمونه­گیری هدفمند 350 نفر از بین آنها انتخاب شده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش:  این تحقیق در شهرستان­های مرزی استان کرمانشاه انجام شده است.یافته­ ها و بحث:  نتایج به دست آمده حاکی از این است که مناطق مرزی ازلحاظ برخورداری در وضعیت محروم قرار دارند و همچنین از ظرفیت­های این مناطق به نحو درستی استفاده نشده است. علل و ریشه­های توسعه نیافتگی استان با توجه به ماهیت و نوع ارتباطشان در چهار دسته­بندی کلی «عوامل اجتماعی- فرهنگی »، «عوامل سیاسی ایدئولوژیک و امنیتی»، « جنگ و پیامدهایش» و در نهایت «عوامل مربوط به دولت و مدیریت توسعه» قابل شناسایی هستند.نتیجه­ گیری: ریشه ای­ترین علل وضعیت کنونی استان را می توان در نظام معیشتی عشایری، جنگ تحمیلی،  نگرش تاریخی تساوی اقتدار با امنیت و تسلط نگرش ایدئولوژیک به جای شایسته سالاری در انتصابات و مهمتر از همه وجود انواع «اختلالهای ارتباطی» در سطوح مختلف در استان جستجو کرد. تعدادی از عوامل از جمله نظام معیشتی، جنگ تحمیلی و بینش تساوی اقتدار با امنیت هر چند آثارشان کاملاً از بین نرفته اما اکنون خود آن­ها به عنوان عامل تداوم اثرات، دیگر نقش جدی و موضوعیتی ندارند. اما بقیه عوامل یاد شده، بویژه انواع اختلال­های ارتباطی در سطوح مختلف همچنان نقش بازی می­کنند.