بررسی القای فنوتیپ عصبی در سلولهای بنیادی P19 تحت اثر عصاره مغز نوزاد رت و دپرنیل
نویسندگان
1 ایران، اصفهان، خیابان هزار جریب، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم، گروه زیست شناسی
2 ایران، اصفهان، خیابان هزارجریب، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم، گروه زیست شناسی
3 ایران، اصفهان، خیابان هزار جریب، دانشگاه اصفهان، دانشکده علوم، گروه زیست شناسی
doi
10.22118/jsmj.2020.196083.1782چکیده
مقدمه: بیماری پارکینسون با از دست رفتن انتخابی گروهی از سلولهای دوپامینرژیک در جسم سیاه ایجاد میشود. یکی از روشهای درمانی این بیماری، جایگزینی سلولهای از دست رفته توسط سلولهای بنیادی است. این مطالعه با هدف تاثیر القاکننده های عصاره مغز نوزاد رت و دپرنیل در تمایز سلولهای کارسینومای جنینی P19به سلول های عصبی انجام گرفت. روش بررسی: سلولهای بنیادی P19 در محیط کشت α-MEM همراه با سرم 10% FBS و پس از آن سلولها بر روی ظروف کشت با چسبندگی پایین جهت تولید اجسام شبهجنینی کشت داده شدند. جهت تمایز، سلولهای شبه-جنینی در محیط کشت حاوی سرم 3% FBS به همراه عصاره مغز نوزاد رت، دپرنیل و ترکیبی از هر دو به مدت 28 روز کشت داده شدند. برای ردیابی پروتئینهای ویژه سلولهای عصبی مانند سیناپتوفیزین، بتاتوبولین3 و نستین در سلولهای تمایزیافته از روش ایمنوفلورسنس و به منظور سنجش بیان ژنهای اختصاصی عصبی از Real-time PCR استفاده شد. یافته ها: در روش ایمنوفلورسنس سلولهای P19 تمایز یافته با هرسه گروه القاگر نسبت به آنتیبادهای نستین، سیناپتوفیزین و بتاتوبولین3 پاسخ مثبت نشان دادند. بررسی بیان نسبی فاکتورهای رونویسی نستین، سیناپتوفیزین در سلولهای تمایزیافته با هرسه القاگر با استفاده از روش Real-time PCR حاکی از بیان بالای هر دوی این ژن ها تحت تأثیر هر سه گروه القاگر در هفته دوم بود و در هفته های سوم و چهارم کاهش معنی داری را نشان داد. نتیجه گیری: سلولهای بنیادی کارسینومای جنینی P19 تحت شرایط آزمایشگاهی و تحت تأثیر عوامل القاگر قابلیت تمایز به سلولهای عصبی به ویژه فنوتیپ دوپامینرژیک را دارند.