انگاره عرب از مفهوم «الثقافۀ» (فرهنگ) در قرون نخستین اسلامی
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران
doi
10.22067/jhistory.2025.90443.1338چکیده
واژه «الثقافة» در قاموسها، متون و ذهنیت معاصر عرب، به معنای «فرهنگ» بهکار میرود؛ مفهومی چند لایه که عناصر متنوعی چون دانش و علم، فضایل و رذایل اخلاقی، آدابورسوم و الگوهای زیست اجتماعی را در بر میگیرد. این واژه، به سبب دامنه معنایی گستردهاش، بازتابی از فضای فکری، شیوه زیست اجتماعی و حتی سطح مدنیت جوامع محسوب میشود. بااینحال، پیشینه تاریخی چنین معنایی از «الثقافة» در زبان عربی چندان طولانی نیست. شواهد نشان میدهد که این واژه در قرون نخستین اسلامی حامل معنای امروزین فرهنگ نبوده، بلکه در بستر تاریخی، دچار تحول و تطور معنایی شده است. مقاله حاضر با تکیه بر روش معناشناسی ــ که امکان بازسازی معنای واژهها را در بستر بافتهای متنی فراهم میسازد ــ در پی آن است که انگاره عرب از واژه «الثقافة» را در قرون نخستین اسلامی، با استناد به قرآن، متون ادبی و منابع تاریخی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در قرون نخستین اسلامی، واژه «الثقافة» بیشتر در معانی نظامی به کار میرفته است؛ معانی نظیر زدوخورد، ابزار فلزی برای راستکردن نیزه، یا مهارت در جنگاوری. در مقابل، واژههایی چون «سنت»، «آیین» و «دین» نقش واژگانی حامل معناهای مرتبط با فرهنگ را در آن دوره ایفا میکردند؛ واژگانی که متناسب با ساختار اجتماعی، نظام باورها، و فضای فکری جامعه عربی آن عصر بودند. از قرن سوم هجری به بعد و همزمان با گسترش مدنیت، تحول در سبک زندگی و رونق گرفتن علوم و معارف، واژه «الثقافة» نیز دچار تغییر معنایی شد و در مفاهیمی نظیر زیرکی، مهارت، آموختن و دانایی به کار رفت. این روند تدریجی، واژه را از بار نظامیاش بهسوی معنای فرهنگی سوق داد. در حدود یکونیم قرن اخیر، متفکران نواندیش عربی چون طه حسین، با کاربرد آگاهانه و هدفمند واژه «الثقافة» در معنای امروزی فرهنگ، نقش مهمی در تثبیت و گسترش معنای جدید این واژه در زبان عربی ایفا کردند.