مدلسازیهای چندگانه اثرات نامتقارن اندازه دولت بر رشد اقتصادی ایران: رهیافت پویای آستانهای
نویسندگان
1 دانشیار، گروه اقتصاد و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
3 دانشیار، گروه اقتصاد و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
doi
10.22034/ecoj.2025.69348.3459چکیده
هدف اصلی این پژوهش، بررسی چگونگی اثرگذاری شوکهای هزینهای دولت بر رشد اقتصادی ایران است. بدین منظور از مدلسازی چندوجهی بر پایه الگوی رشد رام (1986) و روش رگرسیون آستانهای هانسن بهره گرفته شده است. در این چارچوب، دو شاخص برای اندازه دولت در نظرگرفته شده است: نسبت هزینههای جاری دولت به تولید ناخالص داخلی (GS1) و نسبت هزینههای تملک داراییهای سرمایهای دولت به تولید ناخالص داخلی (GS2). یافتههای پژوهش نشان میدهد که شوکهای ناشی از هزینههای سرمایهای دولت اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی ایران دارند، در حالی که چنین اثری برای هزینههای جاری دولت تأیید نمیشود. همچنین، نتایج حاکی از آن است که منحنی بارس (آرمی) در اقتصاد ایران طی دوره 1340 تا 1402 تحقق نیافته است؛ به این معنا که درهیچیک از اندازه های کوچک، متوسط و بزرگ دولت، رابطه اندازه دولت با رشد اقتصادی منفی نمیشود و ما شاهد منحنیU معکوس در این رابطه نیستیم. هرچند در مقیاسهای بزرگ دولت، کاهش کارایی و اثربخشی مشاهده میگردد ولی این رابطه همچنان مثبت است.از دیگر یافتههای مهم این پژوهش آن است که هزینههای دولت، چه در بخش جاری و چه در بخش سرمایهای، آثار جانبی مثبتی بر تولیدات بخش غیردولتی برجای میگذارند. این آثار در هزینههای جاری با افزایش اندازه دولت کاهش مییابد (کاهش کشش)، در حالی که در هزینههای سرمایهای با بزرگتر شدن اندازه دولت تقویت میشود (افزایش کشش).