راهبردهای جنگی خوارج از برآمدن خلافت عباسی تا فروپاشی صفاریان
نویسندگان
1
2
doi
10.22034/hsow.2026.2076297.1651چکیده
خوارج در قرن دوم و سوم هجری با پراکندگی فکری و تشتت راهبردی مواجه و ناگزیر به تغییر تاکتیکهای جنگی خود شدند. مقاله حاضر با روش کتابخانهای، راهبردهای نظامی خوارج را در بازهی ۱۳۲–۲۹۶ ق، از برآمدن عباسیان تا فروپاشی صفاریان، بررسی میکند. پرسش اصلی آن است که مهمترین راهبردهای جنگی خوارج در این دوره چه بوده است؟ فرضیه بر آن است که خوارج افزون بر جنگ رویارو، از ترور، ارعاب، جنگ نامنظم، عقبنشینی راهبردی، قطع راهها، جذب نیروهای ضدخلافت و اتحاد موقت با آنان بهره بردند. یافتهها نشان میدهد که خوارج با تکیه بر جنگ چریکی، حملات غافلگیرانه، اختفا در مناطق کوهستانی و بیابانی، سازماندهی جوامع دوردست و همزیستی موقت با گروههای غیرهمعقیده، مقاومتهای قابلتوجهی ترتیب دادند. بااینحال، خلافت عباسی با صرف هزینههای گسترده، تا حد زیادی این راهبردها را خنثی ساخت و خوارج را به سمت روشهای غیرمستقیمتر همچون ترور، جنگوگریز، اختفای عمیق، مهاجرت و نزدیکی به جوامع بومی دوردست سوق داد. پژوهش حاضر نشان میدهد که اگرچه خوارج از انعطافپذیری تاکتیکی بالایی برخوردار بودند، برتریِ ساختاری و منابعِ خلافت، سرانجام آنها را به حاشیهرانیِ راهبردی کشاند .