آیا هرمنوتیکِ خود امری مرَضی ست؟ (یک سمپتوم شناسی در کار فوکو)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشگاه خوارزمی

2 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی

doi
10.30465/os.2021.36153.1708
چکیده

مفهوم هرمنوتیک سوژه در نزد فوکو، فضا را برای شکل تازه ­ای از مطالعاتِ خود، واکاوی نسبت حقیقت و سوژه، و توسعۀ معرفت به مکانیسم­ های مراقبتِ نفس فراهم آورد. از نظر فوکو، هرمنوتیک سوژه برخلاف تکنولوژی­ های سنتّیِ خود، شکل ساده ­ای از یک کردار مراقبتِ نفس برای دست­یابی به قسمی تعالی اخلاقی نیست؛ بلکه سراسر سامانۀ علوم انسانی، ادبیات مدرن و دانش­ های همبستۀ آنها را صورت­بندی و فرّآوری می­ نماید. در اینجا دیگر نه اجباری بیرونی برای افشا و در معرض تأویل قرار دادنِ خود، بلکه قسمی میل مرَضی به تخلیۀ مکنونات درونی به مثابه یک متن، و در پیشگاه امر نمادین قابل تشخیص است. این اشتیاق مفرط و انحرافی به امر نمادین که مفصل­ بندی منفعلانه­ ای از میل سوژه را هدف ­گذاری می­ کند، می­ تواند به مثابه امری مرضی، سمپتوم­ شناسی گردد. در پژوهش حاضر، پنج سمپتوم بالینی شامل درون­ نگری، وجه نارسیسیستی، مازوخیستی، وسواسی و زنانگی زبان در هرمنوتیک خودِ مورد نظر فوکو و در چارچوب مبانی روانکاوی فرویدی، شناسایی گردید. سمپتوم­ هایی که همگی سویه ­ای نوروتیک داشته و حاکی از آنند که می­ توان هرمنوتیک خود را در کلاسه­ بندیِ اختلالات میل، در دستۀ نِوروزها قرار داد. اختلالی که ویژگی بنیادی آن مغلوب شدنِ اید (ناخودآگاهی) به مثابه مکان هندسیِ اصل لذت، در برابر اصل واقعیت و نمودهای خارجی آن (فرهنگ، اخلاق، قانون و..) است.