درآمدی بر روششناسی تاریخ؛ دنیای مدرن و پس از آن
نویسندگان
1 استاد دانشگاه اصفهان
doi
10.22067/jhistory.2021.70248.1040چکیده
چرخش ضرورتهای اجتماعی از میانۀ قرن 19، به دگرگونیهایی اساسی در تاریخنگری و تاریخنگاری انجامید. شتاب این تغییرات در گذار از سدۀ 20 در سه پارادایم اساسی، قابلیت تعریف و سازماندهی یافت. برخی از مورخان معتقدند: در روند بازیابی گذشته، میتوان آن را کموبیش بازسازی کرد (re-Construction). برخی گفتهاند: چنین کاری از نظر حجم و شمار رخدادها میسر نیست. به این دلیل کار مورخ بهنوعی ساختن (Construction) با الهام گیری از گذشته است. الهامی که گاه با گفتمانهای حال یا آینده مرتبط است و در بهترین شرایط به اصل واقعه نزدیک است. چنین زمینهای اسباب کلان نظریهنگاری total explanation & history) (در تاریخ و نفوذ ایدئولوژی به عرصۀ تاریخنگاری را فراهم ساخته است. گروه سوم بر مبنای همان تردید، معتقدند شالودهشکنی (de-Construction) راه را برای فهم بیشتر و بهتر گذشته ممکنتر میسازد.کوشش بر آن است با تکیه بر منابع اصلی، هر یک از قالبهای مذکور و برون دادهای آنها، معرفی، مقایسه، تحلیل و ارزیابی شود. چنین تمهیداتی روششناسانه، موقعیت تاریخنگاری ایران را در جهان دیگران روشن میکند. شاید این نقطۀ عزیمتی برای برونرفت از پارهای انسدادهای تاریخنگارانه نیز باشد.