درنگی فرهنگی ـ انسانشناختی در تاریخ بقیع در دو سدۀ نخست هجری
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 کارشناسی ارشد معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق(ع)
doi
10.22067/jhistory.2021.70298.1043چکیده
ابژههای تاریخی در بستر فرهنگ اسلام و تشیع که از ابعاد انسانشناختی برخوردارند، معمولاً مورد غفلت واقعشدهاند. قبرستان بقیع بهعنوان یکی از کهنترین گورستانهای اسلامی و یکی از مراکز زیارتی شیعیان، از جهت بررسیهای انسانشناختی بسیار بااهمیت است.در این پژوهش این گورستان با استفاده از نگرش انسانشناسی تاریخی در سدههای نخست هجری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که بقیع در سدۀ نخست هجری عمدتاً کارکردی اجتماعی- مناسکی داشته است. از لحاظ اجتماعی برای سکونت، اقامۀ نماز و یا برگزاری تجمعات از آن استفاده میشده است. از لحاظ مناسکی نیز با مجموعهای از آداب مربوط به مرگ مردمان حجاز در ارتباط بوده است.در سدۀ دوم هجری برخی ابعاد انسانشناسی و فرهنگی بقیع رخ مینماید. نخست آنکه نزد اعراب آن دوره جایگاهی اسطورهای مییابد و باورهایی دربارۀ جایگاه غیبی و شگفت آن شکل میگیرد. از لحاظ هویتی نیز اهمیت زیادی یافته و همزمان با تثبیت هویتهای فرقهای و مذهبی، نشانههایی از جدالهای هویتی - فرقهای در مناسک مرگ و به طور خاص تدفین در بقیع مشاهده میشود.