مطالعۀ تطبیقی ساختار خط شکسته در آثار درویش عبدالمجید طالقانی و یدالله کابلی خوانساری؛ منتخب شکسته نویسان قدما و معاصران
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد پژوهش هنر دانشگاه نیشابور
2 استادیار گروه گرافیک دانشکده هنر دانشگاه نیشابور
3 استادیار گروه گرافیک دانشکده هنر دانشگاه نیشابور
doi
10.22067/jhistory.2020.40897.88813چکیده
خط شکسته، از خطوط زیبای جهان اسلام، سومین گونه از خطوط خوشنویسی ایرانی است که در اوایل قرن یازدهم هجری ابداع شد و در سیر تکامل، توسط درویش عبدالمجید طالقانی به کمال رسید. از شیوۀ درویش و پیروان او امروز با عنوان سبک و شیوۀ قدیم قلم شکسته یاد میشود. با گذشت چند قرن و پس از رخوت صد سالۀ اخیر، یدالله کابلی خوانساری به این قلم جان تازهای بخشید. در شیوۀ او هر اثر، فرم، فضا و ترکیب خاص خود را پیدا کرد و همین تنوع و تازگی باعث نامگذاری سبک جدید (معاصر) قلم شکسته شده است. هدف اصلی این مقاله، مطالعۀ تطبیقی ساختار خط شکسته در آثار درویش عبدالمجید طالقانی، یدالله کابلی خوانساری؛ منتخب هنرمندان دو سبک قدیم و معاصر است. در جهت نیل به این هدف سعی بر آن است که به این سؤال پاسخ داده شود که چه وجوه تشابه و تمایزی در ساختار خط شکستۀ درویش عبدالمجید و یدالله کابلی وجود دارد؟ جامعۀ آماری این پژوهش مجموعۀ آثار این دو خوشنویس است که به صورت تصادفی و بر اساس نمونههای منتشرشدۀ در دسترس انتخاب شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که ساختار خط شکسته در آثار این دو هنرمند، ضمن دارا بودن وجوه مشترکی مانند تنوع شکل حروف و کلمات، جویده نویسی در فضای کشیدهها و استفاده از مرکبهای رنگی، تفاوتهایی با یکدیگر دارند که قانونمندی بیشتر حروف و کلمات، ترکیببندیهای خوانا و به دور از پیچشهای نامتعارف در آثار درویش و اعمال سلیقه بیشتر و نقاشیگونهتر کردن قطعه در آثار کابلی از جملۀ آنهاست.