هوش مصنوعی در علم اطلاعات و دانششناسی: تحلیل هماستنادی، همرخدادی واژگان و روندهای موضوعی
نویسندگان
1 استاد، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دکتری، علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22070/rsci.2025.20270.1798چکیده
هدف: پژوهش حاضر باهدف تحلیل ساختار استنادی و موضوعی مطالعات مرتبط با هوش مصنوعی در حوزة علم اطلاعات و دانششناسی انجامشده است تا ضمن شناسایی خوشههای مفهومی غالب، موضوعات پر استناد، روندهای نوظهور و شکافهای پژوهشی این حوزه را نیز آشکار سازد.روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی علمسنجی بوده و با تحلیل هماستنادی، همرخدادی واژگان و روندهای موضوعی انجامشده است. دادهها شامل 3066 مدرک در پایگاه استنادی وبآوساینس از 2005 تا 2024 است. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای سایتاسپیس، ووس ویور و بیبلیوشاینی استفادهشده است.یافتهها: تحلیل هماستنادی نشان داد که پژوهشهای این حوزه، ساختاری سازمانیافته دارند و در 24 خوشة موضوعی متمرکز شدهاند. از میان آنها، پنج خوشه شامل تصمیمگیری الگوریتمی، نقش تعدیلکنندة هوش مصنوعی، هوش مصنوعی قابل توضیح، بررسیهای نظاممند و کاربرد در خدمات عمومی برجسته بودند. مقالهای با موضوع دیدگاههای چند رشتهای به هوش مصنوعی علاوه بر بیشترین استناد، بالاترین میزان شکوفایی علمی را نیز داشته است. تحلیل همرخدادی واژگان نشان داد که پنج محور اصلی شامل مدیریت دادهها، پذیرش فناوری، یادگیری ماشین، مدلهای زبانی و مسائل اخلاقی، بیشترین تمرکز پژوهشی را به خود اختصاص دادهاند. موضوعاتی همچون چتجیپیتی، مدلهای زبانی بزرگ، شفافیت الگوریتمی و سواد هوش مصنوعی از مضامین برجسته اخیر هستند. همچنین، روند تاریخی واژگان از مفاهیم سنتی مانند هستیشناسی و کتابخانه دیجیتال به مفاهیم پیشرفتهتری چون هوش مصنوعی زایشی، تصمیمسازی دادهمحور و حکمرانی هوش مصنوعی گرایش یافته است.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد هوش مصنوعی در علم اطلاعات و دانششناسی علاوه بر توسعة روشهای فناورانه، بر کاربردهای عملی در مدیریت دادهها، تعامل کاربران و شفافیت الگوریتمی تأثیرگذار بوده است. همچنین، توجه به مسائل اخلاقی و حکمرانی هوش مصنوعی در سالهای اخیر افزایش یافته است. این یافتهها میتوانند در سیاستگذاریهای علمی و توسعة آینده این حوزه نقش مؤثری ایفا کنند.