سیستان و حاکمیت خلفا تفرق و زوال (30ـ 250ق)
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/jhc.v50i2.78165چکیده
ایالت سیستان از پس فتح اعراب عرصۀ آشوب درازدامنی شد که تا برآمدن حکومت صفاریان ادامه داشت. پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی، ریشۀ این آشفتگی و سبب ناکارآمدی سیاست خلفا در این ایالت را آشکار میکند. این پژوهش نشان میدهد که سبب ناپایداری و زوال سیستان صرفاً فعالیت خوارج نبوده است؛ بلکه مؤثرترین عامل، اعراب بادیهنشینی بودند که به محض فتح، در آنجا سکونت گرفته، افزون بر تاخت و غارت ایالت، موجب دو دستگی، منازعات ویرانگر قبیلهای و زمینهساز ورود پیروان فرقۀ جنگافروز خوارج به آنجا شدند. زُنبیل و شورش نیرویهای نامنظم بومی برضد دیگر عناصر ناپایداری نیز اسبابی مضاعف در تداوم آشفتگی سیستان بودند. سیاست خلفا برای تغییر این وضع از آنجا که هربار تنها بر یکی از عوامل فوق تمرکز داشت، ناموفق بود. سرانجام، شکست مکرر سیاست آنان به برآمدن عیاران از میان همان نیروهای بومی ایالت انجامید که همزمان به سلطۀ خلفا و آشفتگی سیستان پایان دادند.