بررسی نقش پیش‌بینی‌کنندگی راهبردهای تنظیم‌شناختی هیجان در افسردگی، اضطراب و استرس نوجوانان

نویسندگان

1 دانشیار گروه روان‌شناسی، دانشکده علومتربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 کارشناسی ارشد روانشناسی شناختی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

3 کارشناسی ارشد روان‌شناسی شناختی، گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

4 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

5 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

doi
10.22070/cpap.2024.17840.1377
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش پیش­بینی­کننده راهبرد­های تنظیم‌شناختی هیجان در میزان تجربة افسردگی، اضطراب و استرس در نوجوانان 15-18 سال شهر مشهد است.روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعة موردنظر پژوهش شامل کلیة دانش­آموزان شهر مشهد در بازة سنی 15-18 ساله بوده است. تعداد شرکت­کنندگان این مطالعه 800 نفر بود که به شیوة نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای انتخاب شدند. ابزار­های مورد استفاده شامل اطلاعات دموگرافیک (سن، جنسیت و مقطع تحصیلی)، پرسش‌نامه DASS-21، پرسش‌نامه تنظیم‌شناختی هیجانی (CERQ-18) بوده است. بعد از اجرای پرسش‌نامه‌ها روی نمونه موردنظر، تحلیل داده‌ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت. جهت آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش رگرسیون همزمان استفاده شد.نتایج: داده‌های این تحلیل نشان داد، راهبردهای تنظیم‌شناختی هیجان می­تواند به‌صورت معناداری پریشانی روان‌شناختی را پیش­بینی کنند (001/0>P). نتایج پژوهش نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار می‌توانند به‌صورت مستقیم میزان تجربه افسردگی، اضطراب و استرس را در نوجوانان پیش‌بینی کنند و راهبردهای تنظیم هیجان سازگار نیز به‌صورت معکوس نقش پیش‌بینی‌کنندگی در تعیین افسردگی، اضطراب و استرس این گروه سنی از افراد دارند.بحث و نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد، نوع راهبردهای تنظیم هیجان (سازگار در مقابل ناسازگار) نقش مؤثری در پیش‌بینی تجربه افسردگی، اضطراب و استرس نوجوانان دارند؛ بنابراین استفاده از روش‌های درمانی و طراحی برنامه‌های آموزشی در جهت بهبود مهارت‌های تنظیم‌شناختی هیجان احتمالاً می‌تواند در کاهش تجربه پریشانی روان‌شناختی نوجوانان مؤثر باشد.