شناسایی مسائل مدیریت منابع آب مرزی از دیدگاه دیپلماسی آب (مطالعه موردی: رودخانه هریرود)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی و مدیریت منابع آب، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود، ایران.
2 استادیار گروه مهندسی آب و محیطزیست، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه صنعتی شاهرود، ایران.
doi
10.22126/atwe.2021.6623.1001چکیده
منابع آب مشترک موجب بروز تنشها و همچنین همکاریهایی در سطح منطقهای تا بینالمللی شده است. بیشک شناسایی عوامل مؤثر در مدیریت چنین منابعی پیشنیاز مذاکرات دو یا چندجانبه برای رفع تنشهای موجود و ایجاد همکاری بین ذینفعان خواهد بود. لذا در این تحقیق سعی شده تا با نگاهی جامع به مسائل مدیریت منابع آب مرزی، پارامترهای مؤثر از دیدگاه هیدروپلتیک شناسایی و در قالب چارچوبی ابداعی دستهبندی شوند. رویکرد مورد استفاده برای رسیدن به این هدف، بررسی عمیق ادبیات موجود در این زمینه و همچنین بهرهگیری از سنجشازدور برای مطالعه معیارهای مختلف میباشد. حوضه آبریز هریرود به عنوان یکی از نمونههای بارز مسائل آب مرزی درگیر تنشهای خاص میان سه کشور ایران، افغانستان و ترکمنستان است و میتواند انتخاب مناسبی برای پوشش عوامل مختلف در این زمینه باشد. چارچوب ابداعی بر مبنای چهار محور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی به عنوان ابعاد اصلی هیدروپلتیک ارائه شده و بر اساس نظر خبرگان و کارشناسان اولویتبندی شده است. نتایج نشان میدهد که برای دستیابی به یک توافق جامع و پایدار در فرآیند مذاکرات دو یا چند جانبه بیشترین تمرکز باید بر روی محورهای سیاسی و اقتصادی و در قالب معیارهای امنیت ملی، روابط بینالملل، اقتصاد آب، اقتصاد سیاسی، جغرافیای سیاسی، طرحهای اقتصادی مشترک و صادرات و واردات معطوف گردد. در این راستا توجه به زیرمعیارهای برتری موقعیت جغرافیایی، مدیریت منابع آب موجود، ثبات حاکمیت سیاسی، مدیریت آب، امنیت غذایی، هیدرولوژی حوضه، تبادلات آب و انرژی، تجارت آب و تعارض منافع راهبردی بیشترین تأثیر را در فرآیند مذاکرات خواهد داشت.