تطور معنای رفض و تشیع در منابع رجالی ـ فرقه ای اهل سنت

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/jhc.v50i1.75694
چکیده

فهم معنای دقیق اصطلاح‌ها و توجه به تغییر و تحول مولفه‌های معنایی یک واژه یا اصطلاح در طول تاریخ، سبب شناخت واقع‌بینانه‌تری از مسائل و تحلیل درست موارد کاربرد آن می‌شود. از جمله واژگانی که به نظر می‌رسد در طول تاریخ دچار تحول معنایی شده باشند، دو عنوان تشیع و رفض است که هم در فرقه‌شناسی و هم در علم رجال از آن دو بهره گرفته می‌شود. این تحقیق با تحلیل قرائن تاریخی درصدد بازخوانی واژه‌های «رفض و تشیع» در سده‌های نخستین هجری برآمده و به این سوال پاسخ داده که آیا دو تعبیر رفض و تشیع در این قرون صرفاً به شیعیان امامی اطلاق می‌شود یا دایرۀ معنایی فراتر از تشیع امامی داشته و فرقه‌ها و جریان‌های دیگری از تشیع را هم در خود جای می‌دهد؟ این جستار در پی اثبات این مدعا است که بر خلاف تصور اولیه، دو عنوان تشیع و رفض انحصاری بر فرقۀ امامیه ندارد و رجوع به تعاریف خود اهل سنت از این دو اصطلاح و انطباق آن با جریان‌های منتسب به تشیع، بیانگر نوعی توسعۀ معنایی این دو واژه در کاربردهای متقدمان است که به تدریج دچار نوعی تحدید معنایی شده و در تشیع امامی به اصطلاح امروزی خود منحصر شده و عدم توجه به این نکته از سوی برخی از پژوهشگران، تحلیل‌های نادرستی نسبت به کاربرد این دو تعبیر در توصیف راویان ایجاد کرده است.