ارتباط بین سبک‌های دلبستگی و دشواری در تنظیم هیجان: بررسی نقش تعدیل‌کنندگی کارکرد تأملی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای روان‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار دانشکده علوم رفتاری و سلامت، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران.

3 استادیار دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه پیام‌نور، تهران، ایران.

4 استادیار، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22070/cpap.2024.18550.1466
چکیده

مقدمه: اگرچه درپژوهش‌­های زیادی رابطة بین دلبستگی و تنظیم هیجانی تأیید شده است؛ اما توجه اندکی به عوامل میانجی آن شده است. حال اصطلاح کارکرد تأملی بعنوان مفهوم جدیدی که در روان‌تحلیل‌گری مورد تأمل قرار گرفته است و به فرآیندهای روان‌شناختی با زیربنای ذهنی‌سازی اشاره و ریشه‌های مشترکی با این دو سازه دارد، در پژوهش حاضر مورد بررسی قرارگرفته است. هدف این مطالعه بررسی نقش تعدیل‌کنندگی کارکرد تأملی در ارتباط بین سبک‌های دلبستگی و دشواری در تنظیم هیجان بود.روش: طرح این پژوهش غیرآزمایشی از نوع همبستگی است. شرکت‌کنندگان این مطالعه، شامل دانشجـویان دانشگاه‌های پیام‌نور آذربایجان غربی (میاندوآب، شاهین‌دژ، بوکان، ارومیه) است که در سال تحصیلی 1397-1398 مشغول به تحصیل بودند و به‌صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای (مرحلة اول دانشگاه، مرحلة دوم دانشکده، مرحلة سوم کلاس) 180 نفر انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌های کارکرد تأملی (RFQ)، سبک‌های دلبستگی (هازن و شیور، 1987م) و دشواری تنظیم هیجان (گراتز، 2004م) پاسخ دادند.نتایج: رگرسیون سلسله‌مراتبی نشان داد، افراد با سبک دلبستگی ایمن بالاتر اطمینان بالاتری دارند که موجب کاهش دشواری تنظیم هیجان می‌شود. به‌علاوه داشتن سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی با بی‌اطمینانی بالا موجب افزایش دشواری تنظیم هیجان می‌شود.بحث و نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضرمی‌توان نتیجه گرفت، کارکرد تأملی اطمینان و نبود اطمینان رابطة بین دلبستگی با دشواری تنظیم هیجان را تعدیل می‌کند و سبک‌های دلبستگی ایمن و ناایمن با همراهی کارکرد تأملی اطمینان و نبود اطمینان موجب کاهش و افزایش دشواری تنظیم هیجان می‌شوند.