تحلیلی دربارۀ اکوسیستم و جغرافیای طبیعی دشت‌های کرانۀ شرقی الوند و نقش آن در عدم جذب زیستگاه‌هایی از جوامع اولیۀ انسانی (مبتنی ‏بر مطالعات باستان‌شناختی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری باستان‏ شناسی دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل

2 دانشجوی دکتری باستان‏ شناسی دانشگاه بوعلی‏ سینا، همدان

3 دانشجوی دکتری باستان‏ شناسی دانشگاه هنر اصفهان

4 استادیار باستان‏ شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

doi
10.22059/jphgr.2016.60838
چکیده

پژوهش حاضر بازتابی گسترده از هماهنگی باستان‏شناسی و جغرافیاست. بر پایة مؤلفه‏های مختلف جغرافیایی، سعی شده، در قالب چهارچوبی، نقش جغرافیا در شکل‏گیری جوامع انسانی با دیدی گسترده بررسی و دریچه‏ای از نقش آن در جذب و عدم جذب جوامع اولیه ارائه شود. مفهوم پیدایش جوامع اولیه را باید بر مبنای جغرافیا تحلیل کرد؛ از این منظر، به جغرافیای دشت‏های کرانة شرقی الوند کمتر توجه شده است. این پژوهش سعی بر آن دارد، با بررسی انواع جغرافیا و پیامدهای شرایط زیست‏محیطی، با نگرشی بر پوشش گیاهی، جانوری، و نقش آن در شکل‏گیری استقرارهای اولیه، به شناخت اقلیم و محیط‏های طبیعی کرانه‏های شرقی الوند، از منظر ژئومرفولوژی و اکوسیستم در عدم جذب استقرارهای اولیه بپردازد؛ همچنین پژوهش حاضر، در پی پاسخ به این سؤالات است که «نقش جغرافیا در مطالعات باستان‏شناختی چیست؟» و «تأثیر جغرافیای طبیعی دشت‏های کرانة شرقی الوند در عدم جذب استقرارهای جوامع چیست؟»  ‏طور کلی، آب‏وهوای کرانه‏های شرقی الوند با وجود کوه‏های مرتفع، رودخانه‏ها، چشمه‏سارهای فراوان، و پستی‏ و بلندی‏ها متغیر است؛ بدین‏ترتیب، این حوزه زمستان‏هایی سرد دارد و تابستان‏هایی کم‏آب و معتدل. جغرافیای کرانة شرقی الوند در گروه جغرافیای سرد و خشک است و بیانگر عدم جذب استقرارهایی از جوامع اولیه و شکل‏گیری جوامع انسانی از دورة مس ‏و سنگ.