مواضع مدرسیان عثمانی در قبال مسألة تشیع در آناتولی و یورش یاووز سلیم به ایران
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
doi
10.22067/history.v0i0.38843چکیده
از زمان ظهور دولت شیعی صفوی در ایران، تشیع علاوه بر آل عثمان به مسالهای جدی و مهم برای طبقۀ علما و مدرسیان قلمرو این دولت تبدیل شد. نفوذ معنوی خاندان صفوی در میان بخش قابل توجهی از ساکنان آناتولی در این مقطع زمانی، ناظران مدرسی را به این نتیجه رسانده بود که این سرزمین در آستانه تغییر مذهب از تسنن به تشیع قرار گرفته است. در شرایطی که این مهم به معنی بینتیجه بودن فعالیتهای تبلیغی و مدرسی ادوار پیشین بود، راهحل عاجل از نظر قاطبۀ این مدرسیان برخورد خشونتآمیز و تقابلی از سوی دولت عثمانی با گروههای هوادار صفویان در آناتولی بود. از این رو، مدرسیان مشهور و تأثیرگذار درصدد برآمدند با ایجاد جو روانی و تبلیغی و نیز با بهرهگیری از صدور فتاوای ضد شیعیـصفوی، دولت عثمانی را به تقابل نظامی با شیعیان آناتولی و صفویان برانگیزانند. به رغم همه این تلاشها، بایزید دوم از ستیز مستقیم با دولت نوپای صفوی روی برتافت و ضمن برخورد با برخی مظاهر شیعی، محدودیتهایی را برای هواداران صفویان و شاه اسماعیل به وجود آورد. اما با روی کار آمدن سلیم اول و انگیزههای سیاسی و شخصی او برای جدال با شیعیان و صفویان برای تثبیت قدرت خود، اوضاع را به گونهای پیش برد که مدرسیان توانستند با کنشهای خود زمینه لازم را برای یورش نظامی عثمانی به ایران و شیعیان فراهم آورند. بر این اساس بخشی از دلایل وقوع جنگ چالدران را باید در موضعگیریهای مدرسیان در قبال رشد گرایشهای شیعی در آناتولی و ظهور دولت شیعی صفوی جستجو کرد.