شناسایی ادراک و تفسیر دانشجویان دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران دربارۀ اسلامیسازی برنامههای درسیآموزش عالی؛ یک پژوهش پدیدارشناختی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد برنامهریزی درسی، دانشگاه تهران
2 دکتری برنامهریزی درسی، عضو هیئت علمی سابق دانشگاه تهران و رئیس ارزشیابی شرکت ملی نفت ایران.
3 دکتری فلسفۀ تعلیم و تربیت، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران.
doi
10.22034/ksiu.2022.1116چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف پی بردن به اهمیت برنامههای درسی به عنوان یکی از عناصر یا خردهنظامهای اصلی آموزش عالی که میتواند نقش غیر قابل انکاری در راستای تحقق اهداف و رسالتهای دانشگاهها داشته باشد، انجام شد. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانشجویان دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران است. این پژوهش برگرفته از شرایط فعلی حاکم بر نظام آموزشی است و تجربۀ زیستۀ دانشجویان از اسلامیسازی برنامههای درسی، از دیگر اهداف آن به شمار میرود. روش: با توجه به ظرفیت شگرف رویکردهای کیفی، به ویژه روش پدیدارشناسی، از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جمعآوری دادهها در مصاحبه با 75 نفر که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، به اشباع رسید. دادهها با استفاده از راهبرد هفت مرحلهای کلایزی تفسیر و توصیف شد. یافتهها: یافتهها حاکی از آن است شرکتکنندگان در این پژوهش، نگاهی عمیق به موضوع پژوهش داشتند. از نظر این افراد، مسئلۀ اسلامیسازی برنامۀ درسی نیازمند بررسی عمیق و تعمّق گسترده است. نتیجهگیری: نتایج پژوهش ضمن بازنمود چنین تحلیلهایی نشان داد برای پیمودن این مسیر پر فراز و نشیب باید همۀ رویکردها و عوامل مختلف علمی و سیاسی و فرهنگی در نظر گرفته شوند.