آموزش دینی علم: از رویکرد بین رشته‌ای تا آموزش خداباورانۀ علم

نویسندگان

1 دکتری فلسفۀ علم و فنّاوری، استادیار فلسفۀ علم و فنّاوری، گروه آموزش فیزیک، مرکز شهید بهشتی، دانشگاه فرهنگیان. تهران،

doi
10.22034/ksiu.2022.1119
چکیده

هدف: هدف از نگارش این مقاله، بررسی راه حلهایی برای پاسخ این پرسش بود که چگونه می‌توان در پرتو نظریه‌های علم دینی، آموزش دینی علم سازگار داشت. این پرسش که خود ذیل مسئلۀ «کاربست علم دینی در آموزش علوم» تلقی می‌شود، در تحلیل دقیق‌تر مسئله، به پرسش از امکان و سازگاری «آموزش دینی علم» تقلیل یافته بود. روش: در راستای هدف تحقیق، سه فرضیه مطرح شد و فرضیه‌ها با روشی تحلیلی- فلسفی، هم در پرتو نظریۀ علم دینی مهدی گلشنی که متناسب‌ترین نظریه با علوم طبیعی است و هم از منظر سازگاری برساختۀ «آموزش دینی علم»، بررسی شدند. یافته‌ها: پس از تحلیل و بررسی و تدقیق فرضیه‌ها، یافته‌های این پژوهش نشان داد که در حوزۀ آموزش علوم: نخست، «آموزش خداباورانۀ علم» رویکردی حداکثری برای «آموزش دینی علم سازگار» است؛ دوم، «آموزش خداباورانۀ علم» در ساحت نگرش قابل تحقق است؛ سوم، رویکرد بین رشته‌ای، رویکردی منصفانه و حداقلی در برنامۀ «آموزش دینی علم سازگار» است. نتیجه‌گیری: برای دستیابی به «آموزش دینی علم سازگار»، می‌توان در طیفی از راه حلها از رویکرد بین رشته‌ای(رویکرد حداقلی) تا آموزش خداباورانۀ علم(رویکرد حداکثری) عمل کرد.