مصلحت‌‌‌اندیشی هیأت عمومی دیوان عالی کشور در تفسیر قوانین کیفری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

doi
10.22075/feqh.2024.33525.3870
چکیده

مصلحت گاهی در مقام تقریر متن قانون و زمانی در مرحلۀ تفسیر آن، مورد ملاحظۀ مقنّن و مفسر واقع می‌شود. چنین تقریر و تفسیری اگر ناظر به تأمین منافع عمومی و رفع مشکلات عامۀ مردم باشد و در چهارچوب ضوابط به کار گرفته شود، امری مقبول و مستحسن خواهد بود. آن چه محلّ اشکال است اعمال ملاحظات سیاسی، امنیّتی و مدیریّتی و فاصله گرفتن از مبنای قانون و قواعد تفسیر آن است. هیأت عمومی دیوان عالی کشور که در بیشتر آرای وحدت رویه به گونه‌ای اصولی و قابل قبول اظهارنظر می‌کند، در برخی از آرای کیفری بر مبنای مصالح و ملاحظات سیاسی، امنیّتی و مدیریّتی عمل می‌کند. مقالۀ حاضر با ارائه نمونه‌هایی از آرای دیوان، درصدد پاسخگویی به این سؤال است که  مصلحت‌اندیشی در آرای وحدت رویۀ کیفری چه جلوه‌ها و چه پیامدهایی دارد؟ توسعۀ صلاحیّت استثنایی دادگاه انقلاب و همراهی با سیاست های مدیریّتی قوۀ قضائیه، نمودهایی از این مصلحت‌گرایی هستند. اینگونه مصلحت ‌اندیشی ها، هم نوعی کوتاهی در ایفای وظیفۀ نظارت بر حسن اجرای قوانین محسوب می‌شوند و هم موقعیّت ممتاز دیوان را در توسعه و تحوّل نظام عدالت کیفری کشور تضعیف می‌نمایند.