جَبَرتی، تاریخنگاری و بینش تاریخی ویر
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/history.v46i9.36832چکیده
عبدالرحمن جَبَرتی در دورهای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آنها ویژگیهای سنتی جامعه مصر بهتدریج دستخوش دگرگونی میشد. منشأ جریانهای دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشههای جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخنگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آنکه جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دستاندازیهای سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، بهطوری که میشود اثر تاریخی او را بهمثابه معبری بین تاریخنگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخنگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایعنویسی جبرتی را مهمتر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و بهطور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطندوستیاش مانع واقعنگری او نشده است. همچنین محور گزارشهای جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخنگاری جبرتی و بینش تاریخی او میپردازدعبدالرحمن جَبَرتی در دورهای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آنها ویژگیهای سنتی جامعه مصر بهتدریج دستخوش دگرگونی میشد. منشأ جریانهای دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشههای جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخنگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آنکه جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دستاندازیهای سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، بهطوری که میشود اثر تاریخی او را بهمثابه معبری بین تاریخنگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخنگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایعنویسی جبرتی را مهمتر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و بهطور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطندوستیاش مانع واقعنگری او نشده است. همچنین محور گزارشهای جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخنگاری جبرتی و بینش تاریخی او میپردازد.