نقش اجتماعی و فرهنگی زنان ایالت جبال ایران در دوره‌های آل‌بویه و سلجوقی بر پایه نظریه بوردیو

نویسندگان

1 دانشگاه صنعتی مالک اشتر

2 دانشگاه سیستان و بلوچستان

3 دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی

4 دانشگاه ارومیه

doi
10.48311/jhs.2026.104762.0
چکیده

ایالت جبال به‌عنوان کانونی راهبردی در ایران دورة میانه، نقش مؤثری در تحولات سیاسی، مذهبی و فکری جهان اسلام ایفا کرد. با این وجود، نقش‌آفرینی زنان این منطقه علی رغم اهمیت تاریخی آن، کمتر موضوع مطالعات نظام‌مند بوده است. این پژوهش با رویکردی بین‌رشته‌ای و با کاربست چارچوب نظری پیِر بوردیو، به تحلیل کنشگری و جایگاه زنان در بازتولید قدرت و مقاومت فرهنگی در ایالت جبال در دورة آل بویه و سلجوقی می‌پردازد. مطالعه حاضر با اتکا بر منابع تاریخی اولیه و مطالعات کتابخانه‌ای، مفاهیم کلیدی بوردیو شامل میدان، سرمایه، عادت‌واره و خشونت نمادین را به عنوان ابزار تحلیلی به کار گرفته و به تحلیل نظام‌مند داده‌های تاریخی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که زنان جبال، با وجود محدودیت‌های ساختاری و اعمال خشونت نمادین، کنشگرانی فعال و راهبردی بوده‌اند. در میدان علمی-دینی، زنان محدثه و عالمه با تبدیل سرمایه فرهنگی و اجتماعی به سرمایه نمادین در انتقال معارف اسلامی و تربیت شاگردان مؤثر عمل کرده‌اند. در عرصه عرفانی، زنان صوفی با استفاده از شبکه‌های خویشاوندی و معنوی، فضاهایی برای حضور عرفانی ایجاد کردند. همچنین، در حوزه سیاسی و اجتماعی، آنان با سرمایه نمادین و اقتصادی خود در دیپلماسی، مدیریت بحران، تثبیت مشروعیت خاندان‌های حاکم و فعالیت‌های خیریه نقش‌آفرینی کردند . این پژوهش نشان می‌دهد که زنان جبال، با درک قواعد میدان‌های اجتماعی-فرهنگی و استفاده هوشمندانه از سرمایه‌های مختلف، و با بهره‌گیری از جایگاه راهبردی جغرافیایی ایالت جبال که بستری برای تبدیل فرصت‌های مکانی به سرمایه‌های گوناگون فراهم می‌کرد، توانستند در چارچوب همان ساختارهای مردسالارانه موقعیتی اثرگذار برای خود ایجاد کنند . یافته‌ها اهمیت ترکیب تحلیل جامعه‌شناختی و تاریخی برای درک دیالکتیک سلطه و مقاومت و نقش زنان در تاریخ اجتماعی ایران و جهان اسلام را برجسته می‌سازد و الگویی نظری برای مطالعات آینده در حوزه جنسیت، قدرت و فرهنگ ارائه می‌دهد .